<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://rezateymoori.loxblog.com</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com</link>
<description>دروس دین و زندگی متوسطه دوم</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>تولد در کعبه (بت‌خانه) فضیلت یا رذیلت؟</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/تولد-در-کعبه-بتخانه-فضیلت-یا-رذیلت</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/تولد-در-کعبه-بتخانه-فضیلت-یا-رذیلت</guid>

<description><![CDATA[

تولد در کعبه (بت&zwnj;خانه) فضیلت یا رذیلت؟
شبهه: اسلامگرايان شيعه معتقدند كه امام على درون كعبه متولد شده است اگر اين ادعا را فرضاً بپذيريم، طبق داشته هايى مانند: ١) دليل اعتبار كعبه وجود بتهاى قبايل مختلف عرب در آن بود.٢) تولد امام على در كعبه يعنى تولد او در بزرگترين بت&zwnj;كده حجاز.٣) پدر و مادر امام على بت پرست بودند و به بتها احترام مي گذاشتند. نتيجه: امام على در بزرگترين بتخانه اعراب حجاز متولد شده و اين يعنى ننگين ترين نقطه زندگى او. حال از اسلامگرايان شيعه مي پرسيم مدركتان براى اين ادعا چيست؟مي گويند: شيخ مفيد و مجلسى و شيخ شوشترى و .... در كتابهايشان آورده اند! به روباه گفتند شاهدت كيست، گفت دُمم.
مسأله به دنيا آمدن اميرمؤمنان (عليه السّلام) در خانه خدا و كعبه معظمه چیزی نیست که فقط شيخ مفيد و مجلسى و شيخ شوشترى و .... گزارش کرده باشند، بلکه تعدادی از بزرگان اهل سنت مانند حاكم نيشابوري در مستدرك، حافظ گنجي شافعي در كفاية المطالب و شهاب الدين السيد محمود آلوسي صاحب تفسير روح المعاني نیز این واقعه را نقل کردند؛ لذا این جریان جزء &zwnj;مسلمات تاريخ است كه نه تنها در منابع شيعه بلكه در منابع معتبر برادران اهل سنّت نیز فراوان نقل شده كه علامه اميني در کتاب الغدير همه آن منابع را جمع&zwnj;آوري كرده است.
پاسخ اجمالی:
خانه کعبه از ابتدای خلقت بشر خانه توحید و مقدس&zwnj;ترین مکان بوده است؛ ولی مشرکان آن را عرضاً آلوده کرده اند. از این رو حتی قبل از فتح مکه که بیت پر از بت بود، اما قبله گاه مسلمانان بود.
مسأله به دنيا آمدن اميرمؤمنان (عليه السّلام) در خانه خدا و كعبه معظمه، جزء &zwnj;مسلمات تاريخ است كه نه تنها در منابع شيعه بلكه در منابع معتبر برادران اهل سنّت فراوان نقل شده&zwnj;است.
پاسخ تفصیلی:
پاسخ به شبهه در دو بخش ارائه می&zwnj;شود:
الف) قداست کعبه با توجه به قرار داشتن بت در آن
قداست کعبه از نظر قرآن بسیار دیرین است و وجود بتها از قداست آن هرگز نکاسته است. بر اساس آیات قرآن کعبه اولین خانه ای است که خداوند در آن عبادت شده است. زائران خانه خدا همواره برای زیارت این مکان مقدس از راه های دور و نزدیک به مکه می آمدند. بدون شک وجود بت ها در خانه کعبه و اطراف آن هرگز از قداست معنوی کعبه نکاسته است.
&nbsp;بنابراین تولد امام علی ـ علیه السلام ـ در این مکان مقدس فضیلتی بزرگ برای آن حضرت محسوب شده است، فضیلتی که احدی در این فضیلت با حضرت شریک نگشته است.
بدون تردید وجود بت ها در خانه کعبه شایسته این مکان مقدس نبود؛ امّا وجود مقطعی این بت ها در خانه کعبه نمی توانست قداست و معنویت اصیل این خانه را از بین ببرد. دلیل بر قداست این خانه آن است که اولا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش از بعثت و پس از آن همواره کنار این خانه می آمد و پس از طواف این خانه مقدس به عبادت مشغول می شد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش از فرود آمدن وحی در غار حراء به پرستش خدا می پرداخت،خانه خدا را طواف می کرد و حج و عمره می گزارد.&nbsp; در این زمان در خانه کعبه و در مسجد الحرام بت هایی وجود داشت اما پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدون توجه به بت ها و تنها به خاطر قداست و عظمت خانه کعبه در آنجا به عبادت می پرداخت. (انما الاعمال بالنیات) در روایتی از زید بن حارثه نقل شده است: &laquo;وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طواف می کرد من با او طواف می کردم چون از کنار بت اساف یا نائله گذشتیم من به آن بت دست کشیدم، پیامبر فرمود: به این دست مکش[1]&raquo;.
بنابراین این گونه نبود كه همه كسانی كه به زیارت كعبه و طواف دور آن می پرداختند، بت پرست بودند.
&nbsp;همان گونه که می دانیم شهر مکه در سال هشتم هجری فتح شد؛ بنابراین تا این سال در خانه کعبه بت هم وجود داشت. با فتح این شهر
توسط پیامبر بت ها نیز نابود شدند درحالی که کعبه سال دوم هجری به عنوان قبله گاه مسلمانان قرار گرفت. اگر این تقدس وجود نداشت
چگونه می توانست یک بت خانه (به قول شما) قبله گاه مسلمانان قرار گیرد؟!
ب) گزارش جريان ولادت امير مؤمنان (عليه السّلام) از منابع اهل سنت
در منابع متعدد آمده است كه راوي مي&zwnj;گويد: من و عباس بن عبدالمطّلب و عده&zwnj;اي ديگر در مقابل خانه كعبه در مسجد الحرام نشسته بوديم كه ناگهان فاطمه بنت اسد كه درد زاييدن فرزند او را ناراحت كرده بود،&zwnj; پديدار گشت و نزد خانه آمد و گفت: پروردگار من ايمان دارم به تو و به همه پيامبران و كتاب&zwnj;هايي كه از سوي تو آمده و گفتار جدم ابراهيم خليل را تصديق دارم و به او كه اين خانه كعبه را بنا كرد، پروردگارا به حق همان كسي كه اين خانه را بنا كرد و به حق اين نوزادي كه در شكم من است، ولادت او را بر من آسان گردان. ناگهان ديديم قسمت پشت خانه كعبه شكافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از ديدگاه ما پنهان گرديد و ديوار خانه نيز مانند نخست به هم پيوست، &zwnj;ما كه چنين ديديم خواستيم قفل در را باز كنيم، ولي در باز نشد. اين مطلب به سرعت در شهر پيچيد، سه روز از اين ماجرا گذشت و چون روز چهارم شد فاطمه از همان مكان بيرون آمد و علي (عليه السّلام) را در دست داشت و به مردم گفت: خداي تعالي مرا به زنان پيش از خود برتري بخشيد، و من در خانه خدا رفتم و از روزي و ميوه بهشتي خوردم و چون خواستم از خانه بيرون آيم، &zwnj;هاتفي ندا كرد اي فاطمه نام اين مولود را علي بگذار كه خداي عليّ اعلي مي&zwnj;فرمايد: من نام او را از نام خود جدا كردم و او كسي است كه بت&zwnj;ها را در خانه من مي&zwnj;شكند.[2]
جريان ولادت حضرت در منابع اهل سنّت:
1. حاكم نيشابوري در مستدرك، ج 3، ص 550، حكومت 6044 مي&zwnj;گويد: در اخبار متواتر (اخباري كه يقين آور است) آمده كه فاطمه بنت اسد، امير مؤمنان علي (عليه السّلام) را در درون كعبه به دنيا آورد.[3]
2. حافظ گنجي شافعي در كفاية المطالب، ص 407، آورده است:
امير مؤمنان علي (عليه السّلام) شب جمعه در 13 ماه رجب در خانه خدا به دنيا آمد،&zwnj; و هيچ كسي قبل از او و بعد از او در خانه خدا به دنيا نيامده است.[4]
3. شهاب الدين السيد محمود آلوسي صاحب تفسير روح المعاني، در كتاب: &laquo;سرح الخريدة الغيبة في شرح القصيدة العينيّه، تأليف عبدالباقي افندي عمري، در ذيل يكي از اشعار او مي&zwnj;گويد: اين مسأله كه اميرمؤمنان علي (عليه السّلام) در خانه خدا به دنيا آمد مسأله مشهور و معروف است و در كتاب&zwnj;هاي شيعه و سني نقل شده است.[5]
بنابراين جريان تولد اميرمؤمنان حقيقتي است كه نه تنها شيعه بلكه برادران اهل سنّت نيز به آن اذعان دارند كه در الغدير به تفصيل آورده شده است.
جمع بندي:
از مجموعه مطالبي كه در اين پاسخ اشاره شد، دو نتيجه به طور يقين مشخص مي&zwnj;شود:
اولاً: خانه کعبه از ابتدای خلقت بشر خانه توحید و مقدس ترین مکان بوده است.
ثانياً: مسأله به دنيا آمدن اميرمؤمنان (عليه السّلام) در خانه خدا و كعبه معظمه چیزی نیست که فقط شيخ مفيد و مجلسى و شيخ شوشترى و .... گزارش کرده باشند، بلکه تعدادی از بزرگان اهل سنت مانند حاكم نيشابوري در مستدرك، حافظ گنجي شافعي در كفاية المطالب و شهاب الدين السيد محمود آلوسي صاحب تفسير روح المعاني نیز این واقعه را نقل کردند؛ لذا این جریان جزء &zwnj;مسلمات تاريخ است كه نه تنها در منابع شيعه بلكه در منابع معتبر برادران اهل سنّت نیز فراوان نقل شده كه علامه اميني در کتاب الغدير همه آن منابع را جمع&zwnj;آوري كرده است.
&nbsp;
[1]&nbsp;. بيهقی، احمد بن حسين، دلائل النبوه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، علمی و فرهنگی ۱۳۶۱، ج۱، ص۲۰۱.
[2]&nbsp;. محلاتي، سيد هاشم، زندگاني حضرت امير المؤمنین، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، ج 1،ص 28.
[3]&nbsp;. امینی، عبدالحسین، الغدير، نشر مركز الغدير، للدراسات الاسلاميه، 1416 ق، ج 6، ص 35.
[4]&nbsp;. همان
[5]&nbsp;. همان]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خود شناسي</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/خود-شناسي</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/خود-شناسي</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
نویسنده : محمد فتحعلي خاني - آموزه هاي بنيادين علم اخلاق، ج 2، ص 19 - 31


مقصود از خود شناسيهر فرد از افراد انسان تركيبي از ويژگيهاي نوعي و فردي است. اگر خودشناسي به معناي شناخت جنبه هاي اختصاصي افراد نوع انسان باشد خودشناسي همان انسان شناسي است. و اگر مقصود از خودشناسي شناخت هر فرد از خويشتن باشد، خودشناسي با انسان شناسي متفاوت خواهد بود.از خودشناسي به معناي اول با عنوان انسان شناسي ياد خواهيم كرد و خودشناسي به معناي دوم را &laquo;خودشناسي&raquo; يا &laquo;خودشناسي به معناي خاص&raquo; مي خوانيم.انسان شناسي به روشهاي مختلفي انجام مي گيرد. علومي چون روانشناسي تجربي، فيزيولوژي انساني و انسان شناسي (آنتروپولوژي) با روش تجربي به شناخت انسان مي پردازند. محصول كار اين رشته ها، علمي حصولي و مفهومي است.علم النفس فلسفي براي شناخت انسان از روش عقلي - قياسي پيروي مي كند و علمي حصولي را پديد مي آورد.براي شناخت انسان مي توان از روش نقلي نيز بهره برد. يعني با رجوع به كتاب و سنت ابعاد وجود انسان را به كمك وحي شناسايي نمود.شناخت هر فرد از خويشتن اگر با درون نگري و از طريق علم حضوري صورت گيرد، نتيجه آن شناخت مجموع ويژگيهاي نوعي و شخصي خواهد بود و تمييز ويژگي هاي نوعي و شخصي از يكديگر فقط با مشاهده خصوصيات ديگران ممكن خواهد شد.انسان شناسي به روش صد در صد شهودي و درون نگرانه امكان پذير نيست، ولي مي توان از روش درون نگري در شناختن انسان استفاده كرد.مي توان خودشناسي درون نگرانه را مقدمه اي براي انسان شناسي قرار داد، علم النفس فلسفي و انسان شناسي تجربي (روان شناسي، فيزيولوژي انساني و انتروپولوژي) و انسان شناسي نقلي (يا وحياني) را نيز مي توان مقدمه اي براي خودشناسي قرار داد؛ يعني با استفاده از نتايج اين رشته هاي مختلف ويژگي هاي نوعي انسان را شناخت و با استفاده از روش درون نگري ويژگي هاي اختصاصي خود را شناسايي نمود و به خودشناسي نايل آمد.هر چه در خودشناسي بيشتر به روش درون نگري متكي باشيم، نتايجي كه به دست مي آوريم براي خود ما يقيني تر خواهد بود و نياز ما به اصطلاحات و روش هاي علمي و فلسفي كمتر خواهد شد.اهميت و ضرورت خود شناسي در رواياتاز امير المؤمنين(ع) نقل شده است:خودشناسي سودمندترين دانشهاست.[1]همچنين فرمودند:نهايت معرفت آن است كه انسان خود بشناسد.[2]و نيز فرمودند:كسي كه به شناخت خود دست يابد به بزرگترين رستگاري و پيروزي رسيده است.[3]بزرگترين حكمت آن است كه انسان خود را بشناسد.[4]نقطه مقابلِ خودشناسي، خود ناشناسي است كه به عقيده امير المؤمنين(ع) بالاترين و بزرگترين جهل است. چنانكه فرمود:بزرگ ترين ناداني خود ناشناسي انسان است.[5]و نيز فرمود:در جهل انسان همين بس كه خود را نشناسد.[6]چرا خود را بشناسيم؟براي خودشناسي آثار مختلفي بيان شده است و انگيزه هاي گوناگوني خودشناسي را اقتضاء مي كند. يكي از عواملي كه خودشناسي را موجه مي سازد، متعلق اين شناخت است. &laquo;خود&raquo; به عنوان چيزي كه در &laquo;خودشناسي&raquo; شناخته مي شود، محبوبترين چيز در نزد ماست. هر كس كه به خود علاقه دارد و علاقه به شناخت محبوب امري است فطري. هر انساني خود را دوست دارد و طبيعي است كه خودشناسي امري مطلوب باشد.محبت انسان به خود موجب مي شود انسان در انديشه بر آوردن مصالح خويش باشد و بكوشد مفاسد و امور زيان آور را از خود دور سازد. به عبارت ديگر حفاظت از خويش در برابر خطرات و تأمين نيازهاي خود به اقتضاي محبت به خود امري طبيعي است. از سوي ديگر حفاظت از هر چيز و تأمين نيازها و مصالح هر چيز مستلزم شناخت آن چيز است. هر گاه چيزي را نشناسيم، نيازهاي آن و امور زيان آور به آن را نمي توانيم بشناسيم.محبت به خود فقط با حفظ و نگهداري &laquo;خود&raquo; ارضاء نمي شود. انسان خود را در بهترين و كاملترين شكل مي خواهد؛ يعني دوست دارد هر كمالي را در خود تحقق بخشد و هرگاه كمالي از كمالات ممكن براي خود را در خود نامحقق يابد، از وضع موجود خود ناراضي مي شود و در صدد تكميل وجود خويش بر مي آيد.كمال خواهي پايان ناپذير انسان، در عين احساس فقر و نيازمندي است. پس انسان بر خود لازم مي بيند كه كمال ممكن براي خويش را بشناسد تا بتواند در جهت كمال خود گام بردارد و كمالاتي نايافتني را طلب نكند و به چيزي كمتر از آنچه براي او ممكن است رضا ندهد. شناخت كمال نهايي خود فرع شناخت خود است.براي رسيدن به كمال، علاوه بر شناخت مقصد، بايد مسير، مركب و سرعت را هم شناخت. شناخت مسير، مركب و سرعت متناسب با هر موجود، بر شناخت آن موجود متوقف است.خودشناسي و شناخت كمال و زيباييها و جذابيتهاي مقصد نهايي انسان، انگيزه استكمال را در او تقويت مي كند. اين نكته را مي توان يكي از انگيزه هاي توصيه به خودشناسي از سوي كساني كه خودشناسي كرده اند دانست. ائمه معصومين(ع) كه انسان و غايت وجودي او را مي شناسد و نيز مي دانند هر فردي با شناخت خود و غايت هستي خود بيش از پيش خواستار سلوك به سوي كمال خواهد شد، انسانها را به خودشناسي ترغيب مي كنند تا آنان را شيفته حركت كمال ي سازند.خودشناسي به خداشناسي مي انجامد و خداشناسي در واقع اصلي ترين مقدمه كمال و بلكه خود كمال انسان است. پس خودشناسي براي كمال انسان امري ضروري و غير قابل چشم پوشي است. همچنين خودشناسي مقدمه ضروري هر شناختي است؛ يعني هيچ شناختي براي انسان حاصل نمي شود مگر آنكه خود را بشناسيم. پس اگر خواستار شناخت حقايق هستي هستيم بايد نخست خود را بشناسيم.آثار خود شناسيالف - خودشناسي براي خدا شناسياز پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمودند:كسي كه خود را بشناسد همانا پروردگارش را شناخته است.[7]معرفت نفس به چند شكل به معرفت خدا مي انجامد:1- انسان با شناخت خويش در درون خود گرايشهايي فطري مي يابد. هر انساني خواستار احاطه علمي به جهان است و گرايش او به شناخت هستي، بي نهايت است؛ يعني انسان هر چه در دانش پيشرفت مي كند، همچنان از افزايش سؤالات و دوام جهل خود ناراضي است و تا زماني كه به علم مطلق دست نيابد خود را ناقص مي بيندو از نقص خود ناخرسند است و از اين رو خواستار اتصال به سر چشمه علم مطلق مي گردد. انسان مي داند كه شناخت ماسوي اللَّه بدون شناخت علت العلل آنها شناختي ناقص است. بنابراين شرط شناخت جهان مخلوق را شناخت علتِ مخلوقات مي بيند و ميل او به احاطه علمي بر جهان، او را ملزم به شناخت خداوند مي سازد.2- انسان به تجربه يافته است كه هر گرايش دروني كه در او وجود دارد حاكي از وجود واقعيتي خارجي است كه آن گرايش را ارضا مي كند. ميل به رفع تشنگي، با آب كه واقعيت خارجي دارد ارضاء مي شود. ميل به همسر گزيني با وجود جنس مخالف ارضاء مي شود و ساير اميال انسان نيز اينگونه اند. پس اگر انسان خواستار علم و قدرت مطلق است بايد علم و قدرت مطلق وجود داشته باشد. پس مبدئي در هستي وجود دارد كه از علم و قدرت مطلق برخوردار است. اين شكل شناخت وجود خداوند و صفات علم و قدرت او، اگر چه بر مقدماتي متكي است كه از تجارب دروني انسان تشكيل شده است، ولي در نهايت علمي حصولي و مفهومي است.3- انسان با كاويدن خويش و رسيدن به خود شناسي حضوري، خود را موجودي وابسته و فقير مي يابد؛ موجودي كه همه احوال او اعم از حيات، علم، قدرت، محبت و اراده و ديگر اوصاف و افعالش، وابسته به موجودي است كه از لحاظ حيات، علم و قدرت نامتناهي است. اين درك حضوري به فقر خود نسبت به خداوند، نتيجه شناخت نفس به صفت فقر و نيازمندي است كه همزمان با شناخت نفس، در نفس انسان حاضر است و از هرگونه قياس و استدلال مستغني است.خداشناسي حاصل از خودشناسي، علم حضوري است كه اولاًهيچ ترديدي در آن راه ندارد و ثانياً در تحريك انسان براي حركت به سوي خدا و تحصيل قرب او تواناتر است. بنابراين دعوت به خداشناسي براي خداشناسي، علاوه بر اينكه به سبب اهميت موضوع خودشناسي است، به سبب روش خاص خودشناسي درون نگرانه است كه حصول آن علم حضوري يقيني است.از همين روست كه امير المؤمنين(ع) مي فرمايند:شناخت به وسيله نفس سودمندترين شناخت است.&nbsp;[8]و مفسرين گفته اند مقصود از معرفتين، معرفت به آيات انفسي و معرفت به آيات آفاقي است كه در فرموده خداوند آمده است:به زودي نشانه هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مي دهيم تا براي آنان آشكار گردد كه او بر حق است. آيا كافي نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟![9]خودشناسي براي خود سازيپرورش هر موجودي نيازمند آگاهي از استعدادهاي آن است. با اطلاع از استعدادهاي يك موجود، مي توان به شناسايي مقدمات ضروري تحقق آن استعدادها روي آورد و موانع تحقق آنها را نيز شناخت. پرورش خود نيز بدون اطلاع از استعدادهاي خود و نيازها و موانع فعليت يافتن استعدادها امكان پذير نيست. پرورش هر موجود، علاوه بر شناخت استعدادها و تواناييها، نيازمند جدا كردن استعدادهاي اصيل و استعدادهاي كمكي است. هر موجودي داراي يك كمال مطلوب است كه كمال اختصاصي و برتر اوست و در كنار اين كمال مطلوب، دسته اي ديگر از استعدادها در او نهفته است كه فعليت يافتن آنها كمك و مقدمه فعليت يافتن استعداد اصلي و كمال مطلوب آن موجود است. بنابراين پرورش استعدادهاي كمكي و رسيدن به كمالات مربوط به آنها، مطلوب بالذات نيست، بلكه مطلوب تبعي مي باشند. با توجه به اين حقيقت، پرورش استعدادهاي تبعي را فقط بايد تا اندازه اي انجام داد كه در خدمت استعدادهاي اصيل و كمال مطلوب آن موجود هستند. خود سازي، به معناي فعليت بخشيدن استعداد اصلي انسان در رسيدن به قرب خداوند است. پس بايد استعدادهاي انسان و امكاناتي كه در اختيار اوست شناخته شود و استعداد اصيل و تبعي از يكديگر تميز داده شوند و سپس معلوم شود غايت استعداد اصيل انسان چيست و پرورش هر يك از استعدادهاي تبعي تا چه ميزان سودمند و كمك كننده به تحقق استعداد اصيل هستند. با اطلاع از استعدادهاي اصيل و تبعي، قادر خواهيم شد درباره روش فعليت بخشيدن هر يك از آنها در حد مطلوب مطالعه كنيم و از راههاي مختلف، آن روشها را شناسايي نماييم.شناخت جنبه هاي شخصي و شخصيتي به ما كمك خواهد كرد تا ابزار و امكانات متناسب با خود را براي فعليت بخشيدن به استعدادهايمان بكار گيريم و نيز سرعت فعاليت خودسازي را با قابليتهاي شخصي خود تنظيم نماييم.به طور خلاصه خود سازي نيازمند شناخت خود است تا از طريق شناخت خود شناخت هاي زير حاصل آيد:- شناخت قابليتها و استعدادهاي خود؛- شناخت استعداد اصلي و غايت وجودي خود، و تمييز آن از قابليتهاي تبعي؛- شناخت مقدار مناسب پرورش استعدادهاي تبعي خود؛برخي از اين شناختها كه مقدمه ضروري خودسازي هستند،با استفاده از شاخه هاي مختلف انسان شناسي مانند روانشناسي تجربي، علم النفس فلسفي، فلسفه ذهن و فلسفه فعل يا كنش به دست مي آيند و برخي از آنها از طريق خودشناسي فردي و با استفاده از روش درون بيني حاصل مي شوند. بنابراين، &laquo;خودشناسي براي خودسازي&raquo; منحصر به انسان شناسي تجربي و فلسفي نيست، بلكه مجموعه اي مركب از انسان شناسي و خودشناسي به معناي خاص آن است.يكي ديگر از مقدمات مورد نياز براي خودسازي،داشتن انگيزه و گرايش براي حركت به سوي مقصد در مسير صحيح است. خودشناسي مي تواند انگيزه لازم براي حركت به سوي مقصد را در ما پديد آورد. خودشناسي انگيزه حركت به سوي مقصد را از آن جهت پديد مي آورد كه مقصدي كه به ما معرفي مي كند با خواستهاي فطري ما سازگار است و تنها چيزي كه مي تواند خواستهاي فطري را برآورد حركت به سوي خداوند و قرب پروردگاري است كه كمال مطلق است و يگانه موجود بي نهايتي است كه علم و قدرت بي نهايت است و كمال خواهي نامتناهي انسان فقط با قرب به او تأمين مي شود.خودشناسي براي خودسازي در رواياتهمه انتظاراتي كه از خودشناسي داريم تا ما را به خود سازي قادر سازد، در روايات، مورد توجه قرار قرار گرفته اندو معصومين(ع) اين آثار را بر خودشناسي مترتب دانسته اند.مهمترين انتظارات ما از خودشناسي، شناخت غايت وجودي انسان بود. پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمودند: &laquo;من عرف ربه فقد عرف ربه&raquo;. خداشناسي در واقع مقصدشناسي است و شناخت خداوند و شناخت اينكه انسان مي تواند به قرب الهي نايل آيد بيانگر استعداد اصلي انسان و غايت وجودي اوست.انتظار ما از خودشناسي، منحصر به اين نيست كه مقصد را به ما نشان دهد، بلكه انتظار داريم مسير حركت را نيز به ما معرفي كند. مسير حركت وقتي روشن مي شود كه بتوانيم افعال مناسب براي رسيدن به مقصد را شناسايي كنيم. كسي كه راه را نمي شناسد افعال مناسب براي رسيدن به مقصد را نمي داند.اين راه ناشناسي ناشي از خودناشناسي است. امير المؤمنين(ع) فرمودند:و نسبت به خويشتن خود نادان مباش زيرا كسي كه به شناخت خويش نادان است به همه چيز نادان است.[10]يكي از مقدمات ضروري خودسازي، داشتن انگيزه حركت است. به عبارت ديگر شناخت مقصد و مسير به تنهايي كافي نيست، بلكه داشتن انگيزه نيز ضروري است.امير المؤمنين(ع) در روايتي مي فرمايند:كسي كه خود را بشناسد با آن مجاهده مي كند و كسي كه به خويشتن جاهل باشد نفس خود را وا مي گذارد.&nbsp;[11]ايشان در روايت ديگري فرمودند:كسي كه خويشتن را نشناسد از راه رستگاري دور مي شود و به گمراهي و نادانيها مبتلا مي شود.&nbsp;[12]بنابراين روايات، ناخودشناسي موجب دوري از رستگاري است؛ اين دوري هم مي تواند به سبب نشناختن مقصد و يا مسير رستگاري باشد و هم مي تواندناشي از لغزش عملي در اثر نداشتن انگيزه حركت در مسير رستگاري و يا داشتن انگيزه هاي انحرافي باشد. به هر حال گمراهي از مسير درست، به هر دليل، مي تواند ناشي از جهل به خويشتن باشد.امير المؤمنين(ع) در روايت ديگري خودشناسي را برترين عقل و ناخودشناسي را موجب گمراهي معرفي كرده اند:برترين خرد شناخت انسان از خويشتن است، پس كسي كه خود را بشناسد خردمند است و كسي كه خود را نشناسد گمراه است.[13]انسان از طريق خودشناسي به ابعاد وجودي خود پي مي برد. خودشناسي اگر به روش انسانشناسي تجربي و فلسفي باشد، به شكلي قواي نفس را به انسان معرفي مي كند و اگر به شيوه درونگري - براي تحليل معرفت حضوري ما به خويشتن - باشد نيز ابعاد وجود ما را براي ما آشكار مي سازد. در مباحث مقدماتي كتاب تا حدودي به قواي نفس انسان از ديدگاه انسان شناسي فلسفي (علم النفس فلسفي) اشاره كرديم. در اينجا به روش درونگري و نتايج آن از حيث شناخت ابعاد مختلف وجودي انسان مي پردازيم.انسان با مراجعه به خويش مجموعه اي از گرايشها و تواناييها را در خود مي يابد و با نظر به خويشتن گرايشهاي غير اكتسابي را در سرشت خود مي شناسد. اين گرايشها بعضي مقتضاي حيوانيت انسان است و بعضي ربطي به جنبه حيواني او ندارد. ميل به غذا، نكاح و امنيت جاني در انسان و حيوان مشترك است و گرايش به حقيقت، خير، زيبايي، تسلط، آفرينش و پرستش اميال اختصاص انسان هستند.[1]&nbsp;. معرفه النفس انفع المعارف؛ شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانساري)، ج 6، ص 148.[2]&nbsp;. غايه المعرفة ان يعرف المرء نفسه؛ همان، ج 4، ص 272.[3]&nbsp;. نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفة النفس؛ همان، ج 6، ص 172.[4]&nbsp;. افضل الحكمه معرفة الانسان نفسه؛ همان، ج 2، ص 419.[5]&nbsp;. اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه؛ همان، ج 2، ص 387.[6]&nbsp;. كفي بالمرء جهلاً ان يجهل نفسه؛ همان، ج 4، ص 575.[7]&nbsp;. من عرف نفسه عرف ربه؛ شرح غررالحكم و دررالحكم، (خوانساري)، ج 5، ص 194.[8]&nbsp;. المعرفة بالنفس انفع المعرفتين؛ همان، ج 2، ص 25.[9]&nbsp;. سنريهم آياتنا في الآفاق و الانفس حتي يتبين لهم انه الحق او لم يكف بربك انه علي كل شي ء شهيد؛ فصلت / 53.[10]&nbsp;. لا تجهل نفسك فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بكل شي ء؛ شرح غررالحكم و درر الحكم (خوانساري)، ج 6، ص 304.[11]&nbsp;. من عرف نفسه جاهدها، و من جهل نفسه اهملها؛ همان، ج 5، ص 177-178.[12]&nbsp;. من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاه و خبط في الظلال و الجهالات؛ همان، ج 5، ص 426.[13]&nbsp;. افضل العقل معرفه الانسان بنفسه فمن عرف نفسه عقل و من جهلها ضل؛ همان، ج 2، ص 442.
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فلسفه ازدواج حضرت يعقوب(ع) با دو خواهر چيست؟</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/فلسفه-ازدواج-حضرت-يعقوبع-با-دو-خواهر-چيست</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/فلسفه-ازدواج-حضرت-يعقوبع-با-دو-خواهر-چيست</guid>

<description><![CDATA[

فلسفه ازدواج حضرت يعقوب(ع) با دو خواهر چيست؟

در پاسخ اين سوال توجه به دونكته لازم است:&nbsp;الف) حرمت ازدواج با دو خواهر&nbsp;ازدواج با دو خواهر بطور همزمان از ديدگاه اسلام و براساس آيه شريفه 23 سوره مباركه نساء كه مى فرمايد: (&laquo;حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ.... وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ اْلأُخْتَيْنِ إِلاّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كانَ غَفُورًا رَحيمًا&raquo;): &laquo;حرام شده است بر شما (ازدواج با) مادرانتان و... و اين كه بين دو خواهر جمع كنيد (هم زمان با آن دو ازدواج كنيد) مگر آنچه در گذشته واقع شده است همانا خداوند آمرزنده مهربان است&raquo;[1]، باطل و حرام شده است.
اما ازدواج با دو خواهر اگر در دو زمان باشد اشكال ندارد و اينكه گفته شده است حضرت يعقوب&nbsp;(عليه السلام) با دو خواهر از دختران دائى خود ازدواج نموده است بيشتر در منابع اهل تسنن&nbsp;آمده و در منابع شيعه ازجمله بحار الانوار[2]&nbsp;و&nbsp;در تفسير مجمع البيان قول طبرسى (ره) و در تفاسير ديگر گفته شده &laquo;ازدواج حضرت يعقوب با&nbsp;راحيل&nbsp;پس از اينكه ليا خواهرش (همسر يعقوب) از دنيا رفت، صورت گرفت&nbsp;و جمع ميان دو خواهر نبود.&raquo; اختلاف سن فرزندان حضرت يعقوب (ع) با يوسف (ع) (از جمله فرزند بزرگ حضرت يعقوب (ع) حدود 50 سال است و خداوند به حضرت يعقوب در 80 سالگى يوسف و بنيامين را عطا مى كند، و در سن بالاى 90 سالگى يوسف را از دست مى دهد و در سن حدود 130 سالگى به مصر مى رود و يوسف را مى بيند و در سن حدود 147 سالگى در مصر فوت مى كند)، مويد همين مطلب است زيرا، اگر سن فرزندان حضرت يعقوب را كنار هم بگذاريم خواهيم ديد ليا همسر اول حضرت يعقوب فوت كرده، سپس با راحيل ازدواج مى كند و راحيل زنده مانده و يوسف و بنيامين پس از 10 اولاد ديگر به دنيا آمده و يكى از عامل هاى حسادت به خصوص شش برادر يعنى فرزندان ليا نسبت به يوسف نبودن مادر آنها، فوت كردن مادرشان و زنده بودن راحيل است.[3]
ب- حرمت ذاتى و حرمت اعتبارى:&nbsp;در مباحث اصول استنباط احكام شرعى آمده است. احكام فقهى از جهت حرام و حلال بودن وابسته به اعتبار شارع است و تكوينى نيست. البته احكام شرعى تابع مصالح و مفاسد مى باشد. با اين تفاوت كه برخى مصالح و مفاسد به حسن و قبح عقلى متكى است و يا هميشگى و ذاتى است. مانند حرمت شرب خمر و يا قتل بى گناه، كه مفسده آن هميشگى و ذاتى است. اما برخى مصالح و مفاسد وابسته به زمان و مكان و يا شرط خاص است. مانند صيد در روزهاى شنبه كه براى بنى اسرائيل حرام شده بود[4].&nbsp;اما در دوران قبل از آن و بعد از آن حرام نبوده و نيست.&nbsp;اين گونه موارد اعتبارى و متغير از ابتداى آفرينش انسان ها، نمونه هايى داشته است چنان كه درباره ازدواج هابيل و قابيل با خواهرانشان، مرحوم طبرسى حديثى از امام سجاد (ع) نقل مى كند كه آن حضرت در ضمن گفتارى كه به مردى قريشى بيان داشت جريان ازدواج هابيل را با بلوزا خواهر قابيل هم چنين ازدواج قابيل را با اقليما خواهر هابيل شرح مى داد به او فرمود: اين مطلب را انكار مكن چه آن كه روش الهى بر اين جارى شده است مگر نه اين است كه خداوند زوجه آدم را از خود او آفريد و سپس براى او حلالش كرد....[5].
علامه طباطبائى در توجيه اين نظريه مى فرمايد حكم ازدواج يك حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است و حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. زمام چنين احكامى به دست خداست از اين رو ممكن است روزى به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال گردد. در جامعه آن روز كه فقط چند خواهر و برادر بوده اند با در نظر گرفتن مشيت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد كرد حال چه اشكالى دارد كه به طور موقت براى گروهى به خاطر ضرورت اين گونه ازدواج مباح باشد.[6]&nbsp;ازدواج هم زمان با دو خواهر نيز از اين گونه موارد است كه قبل از اسلام رايج بود. و در زمان حضرت يعقوب نيز جارى بوده است[7].&nbsp;اما با ظهور اسلام به عنوان كامل ترين شريعت، پس از نزول آيه شريفه 23، سوره نساء، چنين ازدواجى تحريم شد. و اين خود دليلى است بر تكامل شرايع تا شريعت اسلام كه دستورات آن سزاوار اجراء، براى جامعه بشريت تا هنگام برپايى قيامت است[8].&nbsp;
پي نوشت:
[1] نساء، 23.
[2] بحار، ج 12.
[3]&nbsp;همچنين در تفسير برهان، ج 2، ص 243 و تفسير راهنما و بقيه تفاسير گفته شده راحيل زنده بوده و با يعقوب و 11 فرزند به مصر وارد مى شوند.&nbsp;
[4]&nbsp;سوره نساء، آيه 154.
[5]&nbsp;ر. ك: ميزان الحكمه، ج 4، ح 3031.
[6]&nbsp;براى مطالعه بيشتر ر. ك:. 1 ترجمه تفسير الميزان، ج 4، ص 239. 2 سبحانى، جعفر، منشور جاويد، ج 4، ص 198.
[7]&nbsp;ر. ك: بحارالانوار، ج 10، ص 76.
[8]&nbsp;براى مطالعه بيشتر ر. ك:. 1 تفسير الميزان، ج 4، ص 283، ط عربى. 2 تفسير نمونه، ج 3، ص 417.
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نواب اربعه امام زمان (عج) چگونه انتخاب شدند؟</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/نواب-اربعه-امام-زمان-عج-چگونه-انتخاب-شدند</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/نواب-اربعه-امام-زمان-عج-چگونه-انتخاب-شدند</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
نواب اربعه امام زمان (عج) چگونه انتخاب شدند؟
رجبی دوانی با اشاره به ویژگی&zwnj;های نواب اربعه امام زمان (عج)، درباره عظمت و مهجوریت آن&zwnj;ها در عصر حاضر می&zwnj;گوید.

۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۷

&nbsp;


به گزارش گروه رسانه های&nbsp;خبرگزاری تسنیم،&nbsp;اگر توجه&zwnj;ای به تقویم قمری داشته باشیم، رحلت دو تن از نواب اربعه امام عصر (عج) با ایام شعبانیه و ولادت آن عزیز در ماه شعبان مصادف شده است و از سوی دیگر&nbsp;نواب اربعه&nbsp;به رغم عظمت علمی،معنوی و باب المولی بودن شان مهجور واقع شده&zwnj;اند، به همین منظور برای شناخت بیشتر اصحاب حضرت مهدی (عج) که با نام &laquo;نواب اربعه&raquo; معرفی شده&zwnj;اند، با محمد حسین رجبی دوانی به گفتگو پرداختیم.
رجبی دوانی&nbsp;مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام در ابتدای این گفتگو درباره ویژگی&zwnj;های حائز اهمیت نواب اربعه اظهار کرد: امانتداری، رازداری، عدالت و اعتماد، از مهمترین خصوصیات نواب اربعه بود. البته باید توجه داشت همان&zwnj;طور که به ابوسهل نوبختی از دانشمندان بزرگ شیعه و ازخویشان حسین بن روح نوبختی (نائب سوم امام زمان (عج)) درباره چگونگی انتخابشان برای نائب&nbsp;حضرت مهدی (عج)&nbsp;جویا شد، او گفت؛ اگر من نائب امام می&zwnj;شدم و دستگاه خلافت تحت فشار قرارم می&zwnj;داد چه بسا به ناچار محل امام را برای آن&zwnj;ها افشا می&zwnj;کردم، اما حسین بن روح به گونه&zwnj;ای است که اگر امام در آغوش و در پیراهن او باشد او را تکه تکه کنند جای امام را افشا نخواهد کرد. با همین استدلال شاید افرادی را در عصر نیابت خاصه داشته باشیم که از نظر علمی مقام بالاتری داشتند، اما از نظر اراده&zwnj;ی محکم&nbsp;استقامت،&nbsp;عدالت و رازداری این&zwnj;ها سرآمد بودند و دیگران به پای آن&zwnj;ها نمی&zwnj;رسیدند که شایستگی آن را پیدا کردند و حلقه&zwnj;ی وصل این&zwnj;ها&nbsp;جامعه شیعهباشند.
وی ادامه داد: حدود&nbsp;250&nbsp;سال یازده امام در معرض دید مردم و در معرض دسترسی زمانه، مردم و حکومت&zwnj;های مختلف بود، اما حالا می&zwnj;خواهد امام تا رسیدن به شرایط خاص از نگاه&zwnj;ها غائب شود و ظهوری نداشته باشد که این برای شیعه سخت خواهد بود، چراکه&nbsp;250&nbsp;سال به یازده امام دسترسی داشتند. به همین خاطر است که خداوند برای زمینه سازی&nbsp;غیبت امام عصر (عج)&nbsp;تدابیر ویژه&zwnj;ای دارند.
این خطیب و کارشناس دینی با تاکید براینکه&nbsp;امام عصر(عج)&nbsp;آخرین حجت خدا است، گفت: تا جامعه&zwnj;ی بشری آمادگی لازم را برای رسیدن به ظهور پیدا نکند آن حضرت نباید به صورت ظاهری در بین مردم دیده شود، چراکه پس از تولدشان جان امام زمان (عج) در معرض خطر بود و خداوند برای حفظ و صیانت آن وجود مقدس را غائب کرد. اما برای اینکه شیعه به یک باره با غیبت امام خود مواجه نشود، دوره&zwnj;ای&nbsp;69&nbsp;ساله چهار نائب خاص یعنی شخصیت&zwnj;ها برجسته از شیعه از نیابت خاصه&zwnj;ی امام زمان (عج) را به عهده داشتند.
وی تصریح کرد: امام عسگری (ع) یکی از اصحاب و وکلای برجسته&zwnj;ی خود به نام عثمان بن سعید عمری را که از اصحاب خود و پدر بزرگوارشان بود را به عنوان نائب اول حضرت مهدی (عج) معرفی کرد. عثمان بن سعید حدود پنج سال نیابت خاصه&nbsp;امام زمان (عج)&nbsp;را برعهده داشت. به طور کل در دوران غیبت صغری فقط چهار نفر سعادت این را داشتند که به محضر امام برسند، با امام دیدار کنند و دستورات امام را بگیرند و به شیعه منتقل کنند و سوالات، مشکلات جامعه شیعی را به امام (عج) انعکاس دهند.
رجبی دوانی&nbsp;افزود: وقتی که مرگ عثمان بن سعید عمری فرا رسید به دستور امام زمان (عج) به شیعیان اطلاع داند که جانشین او فرزندش محمد بن عثمان است و، چون فرزند او هم فردی مورد اعتماد امام حسن عسگری (ع) وامام زمان (عج)&nbsp;بود او جانشین پدر در میان نواب خاصه شد و به خدمت امام عصر (عج) می&zwnj;رسید.
این محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام&nbsp;درباره&zwnj;ای نائب سوم امام زمان (عج) گفت: در زمان مرگ نائب دوم به دستور امام زمان (عج) حسین بن روح نوبختی یکی از شیعیان برجسته و بسیار مقاوم را به عنوان نائب سوم معرفی کرد. حسین بن روح ایرانی بود نام او کاملا واضح است، زیرا او در یک خاندان بسیار سرشناس و ارزشمندی که در عرصه&zwnj;ی دینی سیاسی و علمی سرآمد بودند، بزرگ شد و در واقع از خاندان آل نوبخت بود. حسین بن روح ایرانی نیز حدود بیست و یک سال نیابت خاصه امام (عج) را در دست داشت، البته دستگاه خلافت و دشمنان&nbsp;اهل بیت (ع)متوجه ارتباطات شیعه با نائب امام زمان (عج) بودند که به همین خاطر حسین بن روح این مرد بزرگ را دستگیر کردند.
وی بیان کرد: چندین سال نائب سوم حسین بن روح در زندان دستگاه خلافت بود و بعد از مدت قابل توجه یعنی&nbsp;21&nbsp;ساله نیابت هنگام مرگ به دستور امام عصر (عج)، علی بن محمد سمری را به عنوان نائب بعدی معرفی کرد که او هم حدود سه سال نیابت داشت و در نهایت در سال&nbsp;329&nbsp;با وفات او دوره&zwnj;ی غیبت صغری و نیابت خاصه به پایان رسید. هنگامی که علی بن محمد سمری در بستر بیماری و مرگ بود، از او پرسیدند که بعد از شما نیابت با چه کسی است که فرمود: &laquo;من مامور به تعیین جانشین نیستم بعد از مرگم نیابت خاصه به پایان می&zwnj;رسد.&raquo;
رجبی دوانی&nbsp;یادآور شد: در این مدت&nbsp;70&nbsp;سال شیعه به ندیدن&nbsp;امام (عج)&nbsp;دیگرعادت کرده بود، به همین خاطر امام زمان (عج) تکلیف شیعه را اینگونه تبیین فرمودند که هر مسئله&zwnj;ای که پیش میاد مردم باید به راویان احادیث ما یعنی علمای برجسته و اهل فن مراجعه کنند، این افراد حجت&zwnj;های من بر شما هستند و من هم حجت خدا بر آن&zwnj;ها هستم. درواقع پس از آن بود که دیگر غیبت کبری آغاز می&zwnj;شود.
منبع:باشگاه خبرنگاران
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آيا پيامبر(ص) نيز در نماز بر خود صلوات مي فرستاد؟</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/آيا-پيامبرص-نيز-در-نماز-بر-خود-صلوات-مي-فرستاد</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/آيا-پيامبرص-نيز-در-نماز-بر-خود-صلوات-مي-فرستاد</guid>

<description><![CDATA[

آيا پيامبر(ص) نيز در نماز بر خود صلوات مي فرستاد؟


در ابتدا گفتني است؛ پيامبر(صلّي الله عليه و آله) يك شخصيت حقيقي دارد به عنوان يك انسان و يك شخصيت حقوقي به عنوان پيامبر و فرستاده خدا و از اين جهت احترام مقام رسالت و شخصيت حقوقي پيامبر(ص) حتّي براي خود پيامبر (صلّي الله عليه و آله) نيز لازم است. از اين رو پيامبر (صلّي الله عليه و آله) موظف بودند نماز را همان گونه كه خداوند امر فرموده است، بجاي آورند. قرآن مجيد نيز مي فرمايد:&laquo; إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً&raquo;[1]؛&laquo; خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى&rlm; فرستد؛ اى كسانى كه ايمان آورده&rlm; ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملا تسليم(فرمان او) باشيد.&raquo;از آن جايي كه رسول اكرم (ص) خود در رأس مؤمنان است آيه شامل خود آن حضرت نيز مي &rlm;شود كه به مؤمنان دستور مي&rlm; دهد به پيامبر صلوات بفرستند، بنابراين پيامبر(ص) موظف به فرستادن صلوات و درود بر خود بودند.بنابراين از آن جا كه پيامبر(ص) موظف بودند نماز را همان&rlm; گونه كه خداوند امر فرموده است، بجاي آورند و ايشان نيز مانند ديگر مردم در احكام الهي مساوي&rlm; هستند.لذا ايشان نيز در نماز و يا در اذان شهادت به رسالت مي دادند و صلوات نيز مي فرستاده ولي شان پيامبر در اداي اين صلوات شان يك فرد مومن به خدا و رسالت محمد(ص) است لذا هيچ ايرادي ندارد كه صلوات بر پيامبر(ص) بفرستد ولي چنين كاري بدين صورت بر ما روا نيست چون ما داراي دو شان نيستيم يكي ((محمّد بن عبدالله)) و ديگري ((رسالت الهي)) گرچه ما نيز بر خودمان سلام مي دهيم و مي گوييم السّلام علينا و علي عباد الله الصّالحين. [2]
پي نوشت :[1] - أحزاب (33)، آيه 56[2] - مجتبي كلباسي، يكصد و ده پرسش و پاسخ درباره نماز، انتشارات ستاد اقامه نماز، 1388، نهم، ص 155كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي.
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آزمون آنلاین دین و زندگی 1(دهم دبیرستان)</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/آزمون-آنلاین-دین-و-زندگی-1دهم-دبیرستان</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/آزمون-آنلاین-دین-و-زندگی-1دهم-دبیرستان</guid>

<description><![CDATA[



آزمون آنلاین دین و زندگی 1(دهم دبیرستان)




&nbsp;
به همه ی دانش آموزان اول ، دوم و سوم پیشنهاد میدم حتماً در این آزمون که به صورت آنلاین و رایگان می باشد ، شرکت نمایند .
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تعداد سؤال:به صورت تصادفی ۲۰&nbsp;سؤال به داوطلب ارائه خواهد شد.
&nbsp;
محدودیت زمان پاسخ گویی ۴۰ دقیقه است .
&nbsp;
محدودیت تعداد دفعات&nbsp;آزمون&nbsp;وجود ندارد(داوطلب میتواند هر چند بار که بخواهدآزمون&nbsp;دهد)&nbsp;
&nbsp;
در بار&nbsp;آزمون&nbsp;کارنامه مجزا ارائه می گردد.
&nbsp;
همراه با پاسخ تشریحی.
&nbsp;
برای ورود بر عنوان&nbsp;آزمون&nbsp;کلیک کنید/ لطفا دیدگاه تون از این&nbsp;آزمون&nbsp;ثبت بفرمایید.
&nbsp;
دین و زندگی1درس ۱(جلوه های حکمت وتدبیر)
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۲ ( با کاروان هستی )
&nbsp;
دین و زندگی1درس ۳ (سرمایه های انسان )
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۴ (خود حقیقی )
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۵ (پنجره ای رو به روشنایی)
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۶ ( آینده روشن )
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۷ (منزلگاه بعد )
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۸ (واقعه بزرگ )
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۹ (فرجام کار)
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۱۰ (اعتماد بر او )
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۱۱ (دوستی با حق )
&nbsp;
دین و زندگی ۲ درس ۱۲ (فضیلت آراستگی)
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۱۳ (زیبایی عفاف)
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۱۴ (نظارت همگانی)
&nbsp;
دین و زندگی 1 درس ۱۵ (کار در نظام اقتصادی)
دین و زندگی 1 درس ۱۶ (یاری از نماز و روزه)منبع :http://mostamar.ir/?p=190
&nbsp;
&nbsp;

]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آيا اعمالي وجود دارد كه انسان را دائم در بهشت نگه دارد؟</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/آيا-اعمالي-وجود-دارد-كه-انسان-را-دائم-در-بهشت-نگه-دارد</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/آيا-اعمالي-وجود-دارد-كه-انسان-را-دائم-در-بهشت-نگه-دارد</guid>

<description><![CDATA[

آيا اعمالي وجود دارد كه انسان را دائم در بهشت نگه دارد؟
&nbsp;
پاسخ

خداوند در قر آن کريم مي فرمايد : كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند به زودي آنها را وارد باغ&zwnj;هايي خواهيم كرد كه در زير آنها رودها جاري مي&zwnj;باشد. آنها هميشه در آن خواهند بود، اين وعده حق الهي است... .[1] بر اساس اين آيه کريمه انساني که به موجب داشتن ايمان وانجام&nbsp; اعمال نيک وصالح لياقت وشايستگي ورود به بهشت را پيدا مي کند همين ورود به بهشت کافي خواهدبود كه هميشه در&nbsp; آن بماند. زيرا انسان پس از ورود به بهشت از آن خارج نمي شود تا ما نگران باشيم و به دنبال عملي بگرديم كه ما را دائماً در بهشت نگه دارد. بلكه هر عملي كه ما را وارد بهشت كند همان عمل ما را در بهشت دائماً نگه خواهد داشت ،بنا بر اين جاودانه ماندن در بهشت نياز به عمل خاصي ندارد.ازاين نکته نيز نبايد غافل بود که يک انسان با انجام دادن چند عمل بهشتي نمي شود. بلکه براي انسان يك سري كارها واجب و يك سري كارها حرام است يعني بايد بعضي كارها را حتماً انجام دهد و بعضي ديگر را حتماً ترك كند. وظيفه او انجام واجبات و ترك محرمات است كه اگر چنين نكرد از مسير اطاعت و بندگي خدا خارج شده و مرتكب عصيان شده است[2]. خداوند نيز در قرآن در انجا كه پاداش را بيان مي&lrm;كند مي&lrm;گويد: كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند.[3] نمي&lrm;گويد يك عمل صالح يا دو تا، بايد همه اعمال صالح را كه مكلف به انجام آنها است انجام دهد. بنابراين با انجام يك كار خوب و ترك ساير واجبات نمي&lrm;توان به بهشت رفت خداوند در مورد كساني كه اعمال صالح و ناصالح را با هم انجام داده&lrm;اند مي&lrm;گويد: و گروهي ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و اعمال صالح و ناصالحي را به هم آميختند اميد مي&lrm;رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد خداوند غفور و رحيم است.&raquo;[4] كه از اين آيه مي&lrm;فهميم انجام اعمال صالح كه در كنارش اعمال ناصالح را هم آورده باشيم به تنهايي كافي نيست بلكه به خاطر اعمال ناصالح مان مرتكب گناه شده&lrm;ايم حالا كه گناه كرده&lrm;ايم اگر توبه كنيم خداوند انشاء&lrm;الله توبه ما را مي&lrm;پذيرد و چنين اميدي به پذيرش توبه وجود دارد.و نيز بايد انجام وظايفش را ـ انجام واجبات و ترك محرمات ـ در تمام مدت تكليف يعني از دوران بلوغ تا پايان عمر تداوم بخشد چون هر زمان كه وظيفه&lrm;اش را انجام ندهد مرتكب گناه شده و از خط اطاعت خارج شده است بنابراين بايد اولاً همه وظايف را انجام داد آن هم در تمام مدت تكليف در اين صورت است كه در زمره كساني قرار مي&lrm;گيريم كه ايمان آورده و اعمال صالح (همه اعمال صالح را) انجام داده&lrm;اند و بايد به پاداش الهي كه بهشت باشد اميدوار بود.در آخر بايد گفت بعض اعمال هست كه از طرف معصومين ـ عليهم السلام ـ پاداش آنها بهشت اعلام شده است مثلاً امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرموده&lrm;اند: &laquo; هر كسي كه فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) را زيارت كند بهشت براي اوست.&raquo;[5] ما اگر چنين اعمالي را انجام داديم چون معصومين گفته&lrm;اند به پاداش آن كه بهشت باشد اطمينان داريم ولي اين دليل نمي&lrm;شود كه فكر كنيم هر كار خلافي را خواستيم مي&lrm;توانيم مرتكب شويم. چون ممكن است كار خلاف ما عمل ما را كه پاداشش بهشت بود از بين ببرد در نتيجه به پاداش آن نرسيم و اين گونه روايت که کم هم نيست بدان معنا است که اگر تمام شرائط همراه آن عمل باشد و موانعي همچون گناه صورت نگيرد استحقاق بهشت را براي عامل آن خواهد داشت خلاصه تا انسان در دنياست در معرض امتحانها است و نمي&lrm;تواند به چيزي مطمئن شود و خيالش راحت شود كه بهشتي است.بلکه هميشه بايد بين خوف و رجاء باشد خوف از اين که نکند اعمال با شرائط صورت نگرفته است و مورد پذيرش پروردگار قرار نگيرد و رجاء و اميد نسبت به رحمت الهي و اين که او نسبت به مؤمنين رحيم و غفور است و از لغزش ها مي گذرد.معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:1. منازل الآخره، شيخ عباس قمي.2. چهل حديث، حديث چهارده، امام خميني (ره).&nbsp;پي نوشت ها:[1] . نساء/ 22.[2] . ر. ك: راغب اصفهاني، معجم مفرد الفاظ قرآن، المكتبة الرضويه، 1392، ص 349.[3] . ر. ك: از باب نمونه به: بروج/ 11، توبه/ 102.[4] . ر. ك: به همه &zwnj;آياتي كه ايمان و اعمال صالح را در كنار هم قرار مي&lrm;دهد و بعد پاداش بهشت را بيان مي&lrm;&lrm;كند مثل نساء/ 122.[5] . محدث قمي، سفينه البحار، چاپ اسوه، ج7، ص 125.
]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درس اول      هدایت الهی</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/درس-اول-هدایت-الهی</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/درس-اول-هدایت-الهی</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
تفکرواندیشه
بخش اوّل1
آب،نعمتبینظیرخداوند،جلوهزیباییوطراوت، مظهرپاکیوزلالیوعاملاصلیادامهحیات
است.&nbsp;در&nbsp;نبودآب،ازآوازدلنشینپرندگان،طراوتشکوفههای درختانوتبسّمگلهایزیباو
رنگارنگطبیعتاثری نخواهدبود.
آری،آبمایهحیاتواساسزندگیدرجهانهستیاست.
وَجَعَلنَامِنَالماءِکُلَّشَیءٍحَیٍّ
انسانباآبنیازهایطبیعیوجسمیاشرابرطرفمیسازدوبهطورکلیآب،حیاتبخش 
جهانمادی،ازجملهماانسانهاست
لِنُحیِیَبِهی بَلدَةًمَیتًا
اماراستیحیاتروحبشروابستهبهچیست؟چهچیزیبهروحودرونانسانشادابیو طراوت
میبخشد؟
چگونهمیتوانبهایناکسیرحیاتدستیافت؟
یااَیُّهَاالَّذِینَآمَنُوااستَجِیبوالِلهِوَّلِلرَّسولِاِذَادَعاکُملِمایُحییکُم
&laquo;ایکسانیکهایمانآوردهاید،دعوتخداوپیامبررااجابتکنید؛
هرگاهکهشمارابهچیزی&nbsp;فرامیخواندکهبهشمازندگیوحیاتمیبخشد&raquo;.
&nbsp;
&nbsp;درس اول
هدایتالهی
يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا
 أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَاأَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ&nbsp;﴿29﴾
&nbsp;]مردیباایمانازخاندانفرعونروبهسویآنان گفت:[&nbsp;اىقوممن،&nbsp;]امروزحکومتازآنِشماست،
و&nbsp;[دراینسرزمینچیرهگشتهاید،ولى&nbsp;]بااینهمهقدرت[&nbsp;چهکسىمارادررهاییازعذابخدا&nbsp;&nbsp;اگربه
سراغمانآمد&nbsp;یارىمىرساند؟!&nbsp;فرعونگفت:&nbsp;منجزآنچهرامىبینموبهدرستىآناطمیناندارمبه
شمانمی نمایم،وشماراجزبهراهدرستراهنمایىنمىکنم.29
&nbsp;
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ&nbsp;﴿30﴾
وآنکسکهایمانآوردهبودگفت:&nbsp;اىقوممن،حقیقتاًمنبرشماازروزیهمانندروزِ&nbsp;]عذاب[امّتهاى
گذشتهبیمناکم.30
&nbsp;
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ&nbsp;﴿31﴾
منازنظیرآنسنّتىکهبرقومنوح،عاد،ثمودوکسانىکهپسازآنانبودند،جارىشدبیمدارم،و
خدابراىبندگانظلموستمنخواستهاست31
&nbsp;
&nbsp;وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ&nbsp;﴿32﴾
واىقوممن،بهراستىمنبرشماازروزیکهمردمیکدیگررا&nbsp;]&nbsp;بهیاریهم[&nbsp;صدامیزنند
مىترسم؛32
&nbsp;
&nbsp;يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ&nbsp;﴿33﴾
روزىکهرویمیگردانیدومیگریزید؛درآنروزبراىشمادربرابر&nbsp;]عذاب[&nbsp;خداهیچحما
یتگرینیستوخداهرکهرا]بهخاطراعمالش[&nbsp;دربیراههقراردهد،هدایتکنندهای
برایاونیست.33
&nbsp;
&nbsp;وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا 
هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن&nbsp;بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ&nbsp;﴿34﴾
وبهراستىیوسفپیشازاین،دلایلآشکاربراىشماآورد،ولیشماهموارهازآنچهآوردهبود
درتردیدبودید،تاوقتی&nbsp;کهازدنیارفت،گفتید:هرگزخداوندپسازاورسولىبرنمىانگیزد.ای
نگونه،خداوندکسانىراکهازحدّبگذرندودرشک&nbsp;وتردیدبهسربرند،بهبیراههمىافکند.34
&nbsp;
&nbsp;الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا
 كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ&nbsp;قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ&nbsp;﴿35﴾
همانکسانىکهدربارهآیاتخداوندبدونهیچدلیلاستواریمجادلهمىکنند. 
]اینکارشان[خشمعظیمىنزدخداوندونزدآنانکهایمانآوردهاندبهبارمىآورد.اینگونه
خداوندبردلهرمتکبرزورگویىمهرمىزند.35
&nbsp;
&nbsp;وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ&nbsp;﴿36﴾
وفرعونگفت:&nbsp;اىهامان،براىمنبنایىمرتفعبساز&nbsp;]تابرفرازآنبروم،[&nbsp;شایدبهاسباب]
وسایلوراههایی[دستبیابم.36
&nbsp;
&nbsp;احتیاج دائمی انسان به داشتن برنامه ای&nbsp;(علت)که بتواند پاسخگوی نیازهای او باشد و سعادت
بشر را تضمین کند،
سبب شده است که در طول تاریخ همواره شاهد ارائه برنامه های متفاوت و گاه متضاد از جانب
مکاتب بشری باشیم.(معلول)از ین رو این سؤال ها در ذهن ایجاد می شود که:
آیا انسان می تواند با تکیه بر عقل خویش برنامه کاملی را برای سعادت خود ارائه دهد؟
به راستی یک برنامه مناسب برای سعادت انسان چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
آیا برنامه ای که فقط سعادت دنیای انسان را در بر بگیرد، کامل است؟
آیا می توان به برنامه های مکاتب بشری اعتماد کرد و زندگی را بر اساس آنها بنا نهاد؟
&nbsp;
&nbsp;نیازهایبرتر:
1 - چه رابطه ای بین &laquo;نیازها&raquo; و&laquo; هدفها&raquo; وجود دارد؟
(انسان همچون سایر موجودات زنده، یک دسته نیازهای طبیعی و غریزی دارد؛ مانند نیاز به آب،
هوا، غذا و پوشاک. خداوند پاسخ به این نیازها را در جهان خلقت آماده کرده و راه آگاه شدن از
آنها را به انسان نشان داده است. برای مثال، در وقت نیاز به آب و غذا احساس تشنگی و گرسنگی
می کند و سراغ آب و غذا می رود. هنگام سرما و گرما، از مصالح موجود در طبیعت بهره می برد و
برای خود لباس و پوشاک و مسکن تهیه می کند.)
&nbsp;
2 - اندیشیدن در افقی برفراز زندگی روزمره چه واکنشی را به دنبال دارد؟
اما (نیازهای انسان منحصر به نیازهای طبیعی و غریزی او نمی شود؛ زمانی که انسان، اندکی از
سطح زندگی روزمرّه فراتر رود و در افق بالاتری بیندیشد، خود را با نیازهایی مهم تر روبه رو می بیند؛
نیازهایی که برآمده از سرمایه های ویژه ای است که خداوند به انسان عطا کرده است و پاسخ
صحیح به این نیاز های اساسی است که سعادت انسان را تضمین می کند.
این نیازها به تدریج به دل مشغولی، دغدغه و بالاخره به سؤال هایی تبدیل می شوند که تا پاسخ
آنها را نیابد، آرام نمی گیرد.)
برخی از این نیازها عبارت اند از:
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;3-نیازهای برتر انسان را نام ببرید؟
1-&nbsp;&nbsp; شناخت هدف زندگی:
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;درکآیندۀخویش:
3-&nbsp;کشف راه درست زندگی:
&nbsp;
4-چرا شناخت هدف زندگی یکی از نیاز های اصلی به شمار می اید؟
1)&nbsp; شناخت هدف زندگی:&nbsp;( انسان می خواهد بداند&raquo; برای چه زندگی می کند؟ &laquo;و کدام هدف
است که می تواند با اطمینان خاطر زندگی اش را صرف آن نماید؟ او می داند که اگر هدف حقیقی
خود را نشناسد یا در شناخت آن دچار خطا شود، عمر خود را از دست داده است.)
&nbsp;
5-امام سجاد (ع) در مورد شناخت هدف زندگی چه فرموده است؟
از این رو امام سجاد (ع)پیوسته این دعا را می کرد که:
(&laquo; خدایا ایام زندگانی مرا به آن چیزی اختصاص بده که مرا برای آن آفریده ای&raquo;)
&nbsp;
6-چرا درک آینده خویش جزء نیاز های اساسی انسان می باشد؟
2)&nbsp;&nbsp;درکآیندۀخویش:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(انسان با این سؤال مهم و اساسی نیز روبه روست که &laquo;آینده او
چگونه است؟&raquo;؛&laquo;زندگی او با مرگ تمام می شود یا دفتر حیات او به شکل دیگری گشوده
می گردد؟&raquo;؛&laquo; اگر حیات، به شکل دیگری ادامه می یابد و انسان زندگی ابدی را پس از مرگ
آغاز خواهد کرد، نحوه زندگی او پس از مرگ چگونه است؟&raquo; &laquo;زاد و توشه سفر به جهان دیگر
چیست؟ &raquo;؛&laquo; خوشبختی وی در آن سرا در گرو انجام چه کارهایی است؟&raquo;)
روزها فکر من این است وهمه شب سخنم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجـا آمـده ا م آمـدنـم بـهـر چـه بـو د&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
بـه کجا می روم آخر ننمایـی وطـنم
&nbsp;
پاسخ به سؤالات &laquo; درک آینده خویش &raquo;فقط از عهده چه کسی بر می آید؟
(پاسخ به این سؤال ها فقط از عهده کسی بر می آید که کاملاً از جهان دیگر و زندگی پس از
مرگ آگاه باشد و زاد و توشه آن را بشناسد و به دیگران اطلاع دهد.)
&nbsp;
&nbsp;7-چرا کشف راه درست زندگی از نیازهای اساسی انسان است؟( جامع نیازهای
 بنیادین انسان را نام برده&nbsp;توضیح دهید؟
3)&nbsp; (کشف راه درست زندگی:&nbsp;راه زندگی یا &laquo;چگونه زیستن&raquo; که ارتباط دقیقی با دو نیاز
قبلی&nbsp; دارد، دغدغه دیگر انسان های فکور و خردمند است. این دغدغه از آن رو دغدغه ای
جدی است که انسان فقط یک بار به دنیا می آید و یک بار زندگی در دنیا را تجربه می کند.
بنابراین در این فرصت تکرارنشدنی، باید از بین همه راه هایی که پیش روی اوست، راهی را
برای زندگی انتخاب کند که به آن مطمئن باشد و بتواند از همه سرمایه هایی که خدا به او داده
است به خوبی بهره مند شود و به آن هدف برتری که خداوند در خلقت او قرار داده است، برسد.)
&nbsp;
تدبّر در قرآن:
در آیات سوره عصر تدبر کنید و با کمک دوستان خود، به سؤالات پاسخ دهید:
&laquo;وَالعَصِر، إنَّ اِلنسانَ لَفِی خُسٍر، الاّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّاِلحاتِ وَ تَواصَوا بالحَقِّ وَ تَواصَوا بالصَّبِر&raquo;
&nbsp;
1-&nbsp;خداوند در این سوره به چه چیزی سوگند خورده است؟ چرا؟
زمان ـ سوگند خدا به زمان نشان از اهمیت و ارزش آن دارد. انسان ها برای رسیدن
 به سعادت زمان محدودی را&nbsp;در اختیار دارند که بازگشت پذیر نیست، پس زمان ارزش 
زیادی دارد.
2-&nbsp;&nbsp;چه زیان و خسارتی انسان را تهدید می کند؟
نیاز از دست دادن زمان و عمر انسان را تهدید می کند.
3-&nbsp;چه کسانی دچار خسارت و زیان نمی شوند؟
کسانی که ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند و دیگران را به حق و صبر
توصیه و سفارش کنند.
(مفهوم آیات: ارزش زمان و عمر انسان)
کسانی دچار خسارت و زیان&nbsp;نیستند(معلول)&nbsp;ایمان داشته باشند&nbsp;(علت)و عمل صالح
 انجام دهند(معلول)&nbsp; دیگران&nbsp;را به حق سفارش کنند.(علت)همدیگر را به صبر توصیه
 و سفارش کنند.(معلول)
&nbsp;
پاسخ به این سؤال ها باید حداقل دو ویژگی زیر را داشته باشد:
&nbsp;
8-دو ویژگی پاسخ به سوالات را نام ببرید؟ توضیح دهید؟( هرکدام از ویژگی ها بصورت
 مستقل می توانند سوال&nbsp;باشندمثل: چرا پاسخ به سوال باید کاملاً درست و قابل 
اعتماد باشد؟یا چرا پاسخ به سوال باید همه جانبه باشد؟)
&nbsp;
الف(کاملاً درست و قابل اعتماد باشد؛ زیرا هر پاسخ احتمالی و مشکوک نیازمند تجربه و
آزمون است. در حالی که عمر محدود آدمی برای چنین تجربه ای کافی نیست، به خصوص که
راه های پیشنهادی هم بسیار زیاد و گوناگون اند.
ب( همه جانبه باشد؛&nbsp;به طوری که به نیازهای مختلف انسان به صورت هماهنگ پاسخ دهد
زیرا ابعاد جسمی و روحی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی وی، پیوند و ارتباط کامل و
تنگاتنگی با هم دارند و نمی توان برای هر بُعدی جداگانه برنامه ریزی کرد.)
&nbsp;
&nbsp;9-چه کسی می تواند انسان را در جهت صحیح به نیازها راهنمایی کند؟
با توجه به این دو ویژگی کسی می تواند پاسخ صحیحی به این سؤال ها بدهد که:
1&nbsp; - (آگاهی کاملی از خلقت انسان، جایگاه او در نظام هستی، ابعاد دقیق و ظریف روحی
و جسمی وونیز فردی واجتماعی او داشته باشد.
2&nbsp; - همچنین بداند که انسان ها، پس از مرگ، چه سرنوشتی دارند و چه عاقبتی در انتظار
آنهاست.)
&nbsp;
شیوۀ هدایت خداوند:
10-چرا شیوه هدایت انسان نسبت به سایر مخلوقات متفاوت است؟
(خداوند هر مخلوقی را متناسب با ویژگی هایی که در وجودش قرار داده است هدایت می کند.
&nbsp;انسان ویژگی هایی دارد که او را از سایر مخلوقات متمایز می کند و همین امر سبب شده
شیوه هدایت او با سایر مخلوقات متفاوت باشد. )
&nbsp;
11-انسان چگونه از قدرت تعقل و اختیار خود استفاده می کند؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;&nbsp;(یکی از ویژگی های انسان، توانایی تفکر و انجام کارها به کمک فکر و اندیشه و دیگری قدرت
اختیار و انتخاب اوست؛ یعنی انسان، ابتدا درباره هرکاری که می خواهد انجام دهد، تفکر
می کند و اگر تشخیص داد که آن کار مفید است و او را به هدفش می رساند، آن را انتخاب
می کند و انجام می دهد.)
&nbsp;
&nbsp;12- هدایت ویژه انسان چگونه انجام می شود؟(هدایت خداوند از چه ویژگی هایی
 می گذرد؟)&nbsp;
(هدایت خداوند نیز از مسیر این دو ویژگی می گذرد؛ یعنی خداوند برنامه هدایت انسان را که د
ر برگیرنده پاسخ به سؤالات بنیادین بشر است، از طریق پیامبران می فرستد، تا انسان ها با
تفکر در این برنامه و پی بردن به ویژگی ها و امتیازات آن، با اختیار خود این برنامه را انتخاب کنند
و در زندگی به کار بندند و به هدفی که خداوند در خلقت آنها قرار داده است، برسند. )
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;13- انسان چگونه پیام الهی را درک کرده و در راه صحیح زندگی پیش می رود؟
(انسان با عقل خود در پیام الهی تفکر می کند و با کسب معرفت و تشخیص بایدها و نبایدها،
راه صحیح زندگی را می یابد و پیش می رود.)
&nbsp;
14-امام کاظم(ع) به شاگرد برجسته خود، هشام بن حکم، در مورد هدایت چه
 فرموده است؟
امام کاظم(ع) به شاگرد برجسته خود، هشام بن حکم، فرمود:
(ای هشام، خداوند رسولانش را به سوی بندگان نفرستاد، جز برای آنکه بندگان در پیام الهی
تعقل کنند. کسانی این پیام را بهتر می پذیرند که از معرفت برتری برخوردار باشند و آنان که
در تعقل و تفکربرترند، نسبت به فرمان های الهی داناترند و آن کس که عقلش کامل تر است،
رتبه اش دردنیا و آخرت بالاتر است.)
&nbsp;
15-قران کریم چه کسی را ناسپاس نامیده است؟توضیح دهید؟
(بنابراین با کنار هم قرار گرفتن عقل و وحی می توان به پاسخ سؤال های اساسی دست
یافت. البته انسان به علت دارا بودن اختیار می تواند راه های دیگری را نیز برگزیند. اما چنان
که گفته شد، چون هر برنامه دیگری غیر از برنامه خداوند نمی تواند پاسخ درستی به آن
نیازها بدهد، انسان زیان خواهد کرد و با دست خالی دنیا را ترک گفته و به دیار آخرت خواهد
شتافت و در آنجا زیان خود را مشاهده خواهد کرد. قرآن کریم چنین کسی را سپاس نامیده
و می فرماید:
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;إِنّا هَدَیناهُ السِّبیلَ إمَّا شَاکِرًا وَ إمّا کَفُورًا)
تکمیل کنید:
اگر خداوند به سؤال های اساسی انسان پاسخ ندهد و او را رها کند، انسان در قیامت
می تواند بگوید:من در دنیا علم و&nbsp;توانایی پاسخ به سوالات اساس ام را نداشتم و تو
 برای من راهنمایانی نفرستادی، حجت را بر من تمام نکردی&nbsp;و من راه تشخیص حق 
را نمی دانستم و این گونه بود که گمراه شدم، پس نباید به خاطر اشتباهاتم مواخذه 
و&nbsp;ملامت شوم.
&nbsp;
خداوند، در قرآن کریم در باره تمام و کامل شدن حجت الهی با فرستادن انبیاء فرموده است:
رُسُلً مُبَشِّرینَ وَ مُنِذرینَ لئَلّ یَکُونَ للنَّاسِ عَلَی اللِّه حُجَّةً بَعدَ الرُسُّلِ وَ کَانَ اللّهُ
 عَزیزًا حَکِیمًا
رسولانی (را فرستاد که) بشارت دهنده و انذارکننده باشند، تا بعد از آمدن پیامبران، برای مردم
در مقابل خداوند، دستاویز و دلیلی نباشد
مفهوم آیه : ارسال پیامبران از جانب خداوند حجت را برمردم تمام کرده است. این آیه بیانگر
(هدایت تشریعی انسان)با ارسال انبیا است.
ارسال پیامبران ( علت)
نشان دادن راه سعادت (معلول)
بسته شدن راه بهانه جویی مردم (معلول)
&nbsp;
خداوند با &nbsp;ارسال انبیاء راِه گمراهی را بسته است و حجت را بر بندگان تمام کرده است.
&nbsp;
پاسخ&nbsp;سؤالات شما:
شاید این سؤال پیش بیاید که:&nbsp;انسان امروزی چقدر به دین و پیام آسمانی نیازمند&nbsp;
است؟ به عبارت دیگر:آیا&nbsp;آن نیازهایی که انسان های گذشته را به سوی خدا و دین 
الهی&nbsp;می کشاند، همچنان پابرجاست؟
با نگاهی به سرنوشت انسان معاصر و شرایط کنونی او، درمی یابیم که نه تنها آن
 نیازهای بنیادین&nbsp;قوی تر و جدیتر از گذشته پابرجاست، بلکه اگر انسان امروز به خدا 
و پیام الهی روی نیاورد،&nbsp;سرنوشت خطرناکی در انتظار اوست.
در قرن های هفدهم، هجدهم و نوزدهم که علوم تجربی در غرب پیشرفت کرد، 
چنین تصور&nbsp;می شد که می توان با&nbsp;کمک این علوم به نیازهای برتر انسان پاسخ 
گفت.&nbsp;اما هر قدر که علم پیش&nbsp;می رفت انسان احساس می کرد که&nbsp;نیازهای بنیادینش
 همچنان بی پاسخ مانده است.&nbsp;انسان امروز&nbsp;می بیند که آرامش درونی اش کاهش
 یافته، هدف&nbsp;متعالی زندگی وی گم شده، ظلم و بی عدالتی&nbsp;گسترش یافته، دانش و 
تکنولوژی در خدمت اهداف ضدانسانی&nbsp;صاحبان زر و زور قرار گرفته،&nbsp;جهان به دو قطب
 محروم(با جمعیتی بسیار زیاد)&nbsp;و ثروتمند&nbsp;(با جمعیتی اندک)&nbsp;تقسیم&nbsp;شده است،&nbsp;
سلاح های مخرب با قدرت تخریبی فوق العاده جان انسان های مظلوم و بی دفاع 
را به راحتی&nbsp;می&nbsp;گیرد، انواع مواد مخدر در شکل های مختلف در دسترس افراد
 قرار گرفته، فسادهای گوناگون&nbsp;اخلاقی رواج یافته و&nbsp;استفاده ابزاری از زن، ارزش 
انسانی زنان را تنزل داده است.
اگر از ظاهر تزیین شده زندگی انسان امروز عبور کنیم و به واقعیت درونی آن برسیم،
 رنج بزرگ&nbsp;او را مشاهده&nbsp;می کنیم.&nbsp;انسان امروزی دریافته است که علم با همه
 فایده ها و خوبی هایش، به تنهایی&nbsp;نمی تواند او را از بحران&nbsp;های بزرگ رهایی بخشد 
و به نیازهای اساسی اش پاسخی مناسب دهد.
همین امر، انسان را برانگیخته است تا بار دیگر به خدا و دین روی آورد و رهایی از
 سرگردانی را&nbsp;در بازگشت به&nbsp;دین جست وجو کند.&nbsp;در نتیجه، انسان امروز بیش از 
گذشته به پیام الهی احساس&nbsp;نیاز می کند.
خوب است بدانیم که اکنون ترجمه قرآن کریم به زبان انگلیسی ازپرطرفدارترین 
کتاب هاست&nbsp;وشمارکسانیکهدراروپابهدیناسلاممیگروند،بیشازگروندگانبه
سایرادیاناست.
&nbsp;
اندیشه و تحقیق
1 ـ&nbsp;&nbsp;آیا می توانیم پاسخ به نیازهای برتر را به احساسات شخصی و سلیقه فردی
 واگذار کنیم؟ چرا؟
خیر
راه کمال و رشد هر نوع از موجودات راه معین و خاصی است،به مثال گندم ونوزاد
 گوسفند، راه معینی را برای&nbsp;رشد باید بپیمایدتابه کمال خود برسند. نوزاد گوسفند
 نمی تواند بگوید سلیقه ام این است که شیر نخورم.اگر&nbsp;شیر نخورد، رشد نمی کند
 و می میرد. زیرا از طریق شیر، مواد غذایی مورد&nbsp; نیاز بدنش تامین می گردد و رشد
 می کند. در حقیقت رشد و نمو بدن انسان و هر موجود دیگری مکانیزم و قانون مندی 
ویژه ء خود را دارد و اگر&nbsp;کسی نخواست از این قانون مندی پیروی کند، باید تبعات
 آن مانند رنج و بیماری و درد را بپذیرد. بعد معنوی و&nbsp;انسانی وجود انسان نیز همین
 گونه است. رشد آن از راهی معین و قانون مندی خاصی پیروی می کند و بهراه و
قانون دیگری جواب نمی دهد. به میزانی که از این راه و قانون دیگری جواب نمی دهد . 
به میزانی که ازاین راه و قانون دور شویم، درد و رنج و تبعات منفی آن را باید بپذیریم .
 پس هر راهی رساننده ء انسان به&nbsp;مقصود نیست. بنابراین تا آن جا قابل استفاده
 هستند که به راه تکامل انسان ضربه وارد نکنند و در چارچوب&nbsp;آن قرار گیرند و اگر 
کسی&nbsp; سلیقه ای داشت که با قانون مند ی رشد انسان و ابعاد معنوی او در تضاد 
بود، باید&nbsp;به نتایج آن تن در دهد و آماده ء مضرات آن باشد .
&nbsp;
2 ـ&nbsp;&nbsp;آیا انسان می تواند پاسخ دادن به این نیازها را نادیده بگیرد و براساس ضرب المثل
&nbsp;&laquo; هرچه&nbsp;پیش آید خوش آید&raquo;رفتار کند؟ چرا؟
خیر
زیرا برخی از افراد که در چنگال هوس های زودگذر زندگی گرفتارند، وقتی با سوال های
 بنیادین روبه رو&nbsp;می شوند ، برای آسوده کردن وجدان،خودرابه بی خیالی می زنندو
می گویندخود را درگیر این سوال های&nbsp;اساسی نمی کنیم.زندگی به هر صـورتی که
 پیش برود ، برای ما تفاوتـی ندارد. اما این ها&nbsp; نمی دا نند که&nbsp;روزی ( پس از مرگ) متوجه 
این تفاوت می شوند که دیگر قادر به انجام کاری نیستند. در آن روز نمی توانند&nbsp;خود را 
به بی خیالی بزنند، زیرا گرفتار عواقب کارهای خود شده اند و رنج و عذاب آن را احساس 
می کنند.&nbsp;بنابراین انسان عاقل نمی تواند چنین نگرشی داشته باشد.
&nbsp;
3ـ&nbsp;شعر زیر با کدام یک از نیازهای برتر انسان مرتبط است؟ چرا؟
مرد خرد مندهنرپیشه را&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عمردوبابیست دراین روزگار
تابه یکی تجربه آموختن&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;با دگری تجربه&nbsp; بردن&nbsp; به کار
نیاز به کشف راه درست زندگی .
زیرا در این ابیات بیان شده که انسان باید دو بار دردنیا زندگی کند.در یک زندگی تجربه 
کند ودر زندگی دیگری&nbsp;تجربه اش را به کار گیرد. اما در نیاز به کشف راه درست زندگی 
خواندیم &laquo; انسان فقط یکبار زندگی دنیا را&nbsp;تجربه می کند.&raquo;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درس دوم     تداوم هدایت</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/درس-دوم-تداوم-هدایت</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/درس-دوم-تداوم-هدایت</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
&nbsp;وإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ
لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا 
مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ (٨١)
و ]به یاد آرید[ هنگامی که خداوند از پیامبران ] و پیروان آنها [ پیمان گرفت که هر گاه به 
شما کتاب و حکمت دادم سپس ]در آینده[ فرستاد های برای شما آمدکه آنچه را در نزد
 شماست تصدیق نمود، حتما باید به او ایمان آورید و او رایاری دهید. آ نگاه (&nbsp;به پیامبران) 
فرمود: آیا اقرار کردید و در این باره پیمان مراپذیرفتید؟ گفتند: آری، اقرار کردیم. فرمود: 
پس گواه و شاهد باشید و من نیز باشما از شاهدانم. 81
&nbsp;
فمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (٨٢)
پس کسان یکه بعد از این روی برتابند، آنان فاسقان اند. 82
&nbsp;
أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (٨٣)
آیا غیر از دین خدا می جویند؟ و همه کسان یکه در آسمان ها و زمین اند، خواه و ناخواه در
 برابر او تسلیم اند. و همه به سوی او بازگردانده می شوند. 83
&nbsp;
قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ 
وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (٨٤)
]ای پیامبر،[ بگو: من و پیروانم به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل 
و اسحاق و یعقوب و اسباط ]پیامبرانی از نسل یعقوب[فروفرستاده شده، و آنچه به موسی 
و عیسی و دیگر پیامبران از جانب پروردگارشان عطاشده است ایمان آورد هایم و میان هیچ 
یک از پیامبران فرقی نم یگذاریم و ماتسلیم و فرمانبردار خداییم. 84
&nbsp;
وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٨٥)
و هرکس جز اسلام دین دیگری طلب کند، هرگز از او پذیرفته نم یشود و اودر آخرت از 
زیانکاران است.85
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
تداوم هدایت
خداوند با لطف و رحمت خود، ما انسان ها را تنها نگذاشت و هدایت ما را بر عهده گرفت و
راهی را در اختیارمان قرار داد که همان راه مستقیم خوشبختی است.
در این درس می خواهیم به این سؤال بپردازیم که:
آیا خداوند یک راه و یک دین برای ما فرستاده، یا راه ها و ادیان متعددی در اختیارمان قرارداده 
است؟
&nbsp;
تدبّر در قرآن
&nbsp;
به ترجمه آیات توجه کنید:
1-&laquo; خداوند از دین همان را برایتان بیان کرد که نوح را بدان سفارش نمود. و آنچه را ما به تو
 وحى کردیم و به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه نمودیم، این بود که دین را به پا دارید، و 
در آن تفرقه نکنید.&raquo;
هدایت تشریعی
2- &laquo; قطعاً دین نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب در آن، راه مخالفت نپیمودند مگر پس از 
آن که به حقانیّت آن آگاه شدند، آن هم به دلیل رشک و حسدی که میان آنان وجود داشت.&raquo;
واحد بودن دین الهی علت وجود ادیان مختلف
3- &laquo;]این دین[آیین پدرتان ابراهیم است و او شما را از پیش مسلمان نامید.&raquo;
دین الهی واحد و یکتاست
4- &laquo; ابراهیم نه یهودى بود و نه مسیحى؛ بلکه یکتاپرست )حق گرا( و مسلمان بود.&raquo;
حضرت ابراهیم پیرو دین اسلام بود
اکنون به این سؤالات پاسخ دهید:
الف( خداوند از پیامبران میخواهد تا در چه چیز تفرقه نکنند؟
در بر پا داشتن دین واحد الهی تفرقه نکنند.( آیهءشماره 1)
ب( دین مورد قبول نزد خداوند کدام است؟
دین مورد قبول نزد خداوند اسلام به معنی تسلیم بودن در برابر خداوند است.
(آیهء شماره 2)
ج( اهل کتاب )یهودیان و مسیحیان( درباره چه چیز اختلاف کردند؟ علت اختلاف آنها 
چه بود؟
اهل کتاب در دین اسلام که همان دین واحد و مورد پسند خداست اختلاف افکندند و علت
 اختلافشان رشک و حسادت بود.(آیهء شماره 2)
د( حضرت ابراهیم چه آیینی داشت؟
مسلمان بود و دین اسلام داشت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (آیهء شماره 3و4)
ه( مسیحیان و یهودیان او را پیرو چه آیینی میدانستند؟
حضرت ابراهیم را پیرو دین یهودیت و مسیحیت می دانستند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (آیهء شماره 4)
دین الهی چیست و فرمان خداوند به همه پیامبران در این راستا چه می باشد؟
دین به معنای&laquo;راه&raquo; و &laquo;روش&raquo; است. راه و روشی که خداوند برای زندگی انسان ها برگزیده، همان
دین الهی است که بدان اسلام می گویند. بر اساس آیات قرآن کریم، خداوند یک دین برای انسان ها
فرستاده و به همه پیامبران فرمان داده است تا همان دین را در میان مردم تبلیغ کنند و راه تفرقه را در
پیش نگیرند. انبیاء هم این فرمان را اطاعت کرده و مأموریت خود را انجام داده اند. )
معنی لغوی دین چیست؟ 
دین به معنای&laquo;راه&raquo; و &laquo;روش&raquo; است.
حال شایسته است بدانیم:
1-چرا خداوند فقط یک دین برای هدایت بشر فرستاده است؟
2-با وجود یکی بودن دین، چرا خداوند پیامبران متعدد فرستاده است؟
3-چرا بعد از پیامبر اکرم پیامبر جدیدی نمی آید و پیامبری به ایشان ختم می شود؟
باید بتوانیم در ادامه درس به این سوالات پاسخ دهیم
&nbsp;
فطرت مشترک ، منشاء دین واحد
معنی فطرت چیست؟
منظور از فطرت انسان چیست؟
&nbsp;فطرت به معنای نوع خاص آفرینش است. وقتی از فطرت انسان سخن می گوییم، منظور آفرینش
خاص انسان و ویژگی هایی است که خداوند در اصل آفرینش وی قرار داده است. از ابتدتی آفرینش
انسان تا کنون، اقوام مختلفی روی زمین زندگی کرده اند؛ این افراد با این که در برخی خصوصیات،
مانند نژاد، زبان و آداب و رسوم با یکدیگر تفاوت دارند، ولی همگان ویژگی های فطری مشترکی دارند.&zwnj;)
ویژگی های فطری انسان را نام ببرید؟
*از استعداد تفکر و قدرت اختیار برخوردار بود.
*فضیلت های اخلاقی مانند عدالت و خیرخواهی را دوست دارند و از رذائل اخلاقی مانند ظلم، حسادت
و دروغ بیزارند.
*به دنبال زیبایی ها،خوبی ها و کمالات نامحدودند.
*از فنا و نابودی گریزان و در جست وجوی زندگی جاودانه هستند.
&nbsp;
چرا خداوند فقط یک دین برای هدایت بشرفرستاده است؟
به سبب این ویژگی های مشترک(علت)(فطرت) خداوند یک برنامه کلی به انسان ها ارزانی داشته،
تا آنان را به هدف مشترکی که در خلقتشان قرار داده است، (معلول)برسانند. همان طور که گفته شد
این برنامه،اسلامنام دارد که به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است.&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
(آیات مرتبط با دین واحد الهی: ) 1- سوره شورا 13 مفهوم آیه : دین الهی واحد و یکتا است.
2- آل عمران 19
&nbsp;مفهوم آیه : واحد بودن دین الهی و علت وجود ادیان مختلف( وجودادیان مختلف نتیجه (معلول)
 ایستادگی رهبران دینی در برابر اسلام برای حفظ منافع دنیوی بود(علت).)
3- حج 78 مفهوم آیه دین الهی واحد و یکتا است .
4- آل عمران 67&nbsp; مفهوم آیه : حضرت ابراهیم (ع) نیز پیرو دین اسلام بود.
در این برنامه از انسان خواسته می شود تا با اندیشه در خود وجهان هستی، به ایمان قلبی دست
یابد.(برنامه های اعتقادی اسلام)
محور های اصلی دین واحد در ایمان قلبی چیست؟
ایمان به :
*خدای یگانه و دوری از شرک(اصل توحید)
*فرستادگان الهی و راهنمایان دین (اصل نبوت)
*سرای آخرت، و پاداش و حسابرسی عادلانه(اصل معاد)
*عادلانه بودن نظام هستی( اصل عدل)
و در حیطة عمل، از انسان می خواهند با ایمانی که کسب کرده است، تلاش نماید تا :( برنامه
 های عملی اسلام)
محور های اصلی دین واحد در حیطه عمل چیست؟
*با انجام واجبات دین و ترک حرام های آن، خداوند را عبادت و بندگی کند.
*فضایل اخلاقی مانند عفت، راستگویی و امانت داری را کسب نماید و از رذائل اخلاقی، مانند ظلم،
نفاق، دروغ و ریا دوری کند.
*جامعه ای دینی بر اساس عدالت بنا نماید.
تفاوت تعالیم پیامبران الهی درچیست؟
همه پیامبران الهی، مردم را به این امور فراخوانده اند. به همین دلیل، محتوای اصلی دعوت پیامبران
یکسان است و همه آنها یک دین آورده اند. با این وجود، تعالیم انبیا در برخی احکام فرعی، متناسب
با زمان و سطح آگاهی مردم و نیازهای هر دوره با دوره ای دیگر تفاوت داشته است؛ مثلا همه پیامبران،
امت های خود را به نماز دعوت کرده اند، اما در شکل و تعداد آن تفاوتهایی بوده است؛ البته این قبیل
تفاوت ها سبب تفاوت در اصل دین نشده است.
علل فرستادن پیامبران متعدد را نام ببرید؟
&nbsp;الف) استمرار و پیوستگی در دعوت
ب) رشد تدریجی سطح فکر مردم 
ج) تحریف تعلیمات پیامبر پیشین
از علل فرستادن پیامبران متعدد، استمرار و پیوستگی در دعوت را توضیح دهید.(استمرار
 پیوستگی دعوت پیامبران چه ثمراتی داشت؟)
الف) استمرار و پیوستگی در دعوت
لازمه ماندگاری یک پیام، تبلیغ دائمی و مستمرّ آن است. پیامبران الهی با ایمان استوار و تلاش بی
مانند، در طول زمان های مختلف دین الهی را تبلیغ می کردند. آنان سختیها را تحمل می کردند تا
خداپرستی، عدالت طلبی و کرامت های اخلاقی میان انسا نها جاودان بماند و گسترش یابد و شرک
و ظلم و رذائل اخلاقی از بین برود. این تداوم سبب شد تا تعالیم الهی جزء سبک زندگی و آداب و
فرهنگ مردم شود و دشمنان دین نتوانند آن را به راحتی کنار بگذارند.
از علل فرستادن پیامبران متعدد، رشد تدریجی سطح فکر و مردم را توضیح دهید.(چرا 
سطح فکر مردم یکی از علل آمدن پیامبران متعدداست؟)
ب) رشد تدریجی سطح فکر مردم 
علت دیگر فرستادن پیامبران متعدد، رشد تدریجی فکر و اندیشه و امور مربوط به آن، مانند دانش و
فرهنگ می باشد. از این رو، لازم بود تا در هر عصر و دوره ای پیامبران جدیدی مبعوث شوند، تا همان
اصول ثابت دین الهی را در خور فهم و اندیشه انسان های دوران خود بیان کنند و متناسب با درک آنان
سخن گویند. در حقیقت، هر پیامبری که مبعوث می شد، درباره توحید، معاد، عدالت، عبادت خداوند
و مانند آن سخن گفته، اما بیان او در سطح فهم و درک مردم زمان خود بوده است.
پیامبر اکرم (ص) درباره رشد تدریجی سطح فکر مردم&nbsp; چه می فرماید؟
پیامبر اکرم می فرماید:
اِنّا مَعاشِرَ الاَنِبیاِء اُمِرنا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ما پیامبران مأمور شده ایم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
اَن نُکِلّمَ النّا س عَلی قَدرِ عُقوِلهِم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
که با مردم به اندازه عق لشان سخن بگوییم
مفهوم حدیث: رشد سطح فکر مردم یکی از علت های آمدن پیامبران متعدد بوده است.
&nbsp;
از علل فرستادن پیامبران متعدد،تحریف تعلیمات پیامبر پیشین را توضیح دهید؟ صورت 
دیگر سوال: (چرا پس از مدتی تعالیم پیامبران فراموش می شد یا تغییر می کرد؟)
ج) تحریف تعلیمات پیامبران پیشین: به علت ابتدایی بودن سطح فرهنگ و زندگی اجتماعی
و عدم توسعه کتابت، تعلیمات انبیاء به تدریج فراموش می شد، یا به گونه ای تغییر می یافت که با
اصل آن متفاوت می شد؛ بر این اساس، پیامبران بعدی می آمدند و تعلیمات اصیل و صحیح را بار دیگر
به مردم ابلاغ می کردند.)
پاسخ سؤالات شما
برخی این سؤال را می پرسند که اگر خداوند پیامبران را برای هدایت تمامی انسان ها
فرستاده است، پس چرا همه پیامبران در منطقۀ خاورمیانه مبعوث شده اند و ما پیامبری
که در آفریقا یا اروپا مبعوث شده باشد، نداریم؟
در پاسخ باید گفت: ادّعای بعثت همه پیامبران در منطقه خاورمیانه از اساس باطل 
است؛ زیرا:
1- بنابر فرمایش خداوند در قرآن کریم، هیچ امتى در گذشته نبوده مگر اینکه برای آن
هشداردهنده، راهنما و پیامبری فرستاده شده است؛ این آیات به صراحت اعلام مى کنند
 که هیچ قومى بر روى کره زمین از نعمت نبوت و هدایت الهى محروم نبوده و نخواهد بود. 
برخی از این آیات عبارت اند از:
...وَ إن مِن اُمَّة الّ خَلا فیها نَذیرٌ........&nbsp;&nbsp;&nbsp; سوره &nbsp;فاطر 24: و هر امّتى در گذشته انذارکننده اى
 داشته است!
وَ لَقَدْ بَعَثنَا فی کُلّ اُمٍّة رَسُولاً اَنِ اعبُدُوا اللّهَ وَ اجتَنبُوا الطّاغوتَ&nbsp;: نحل 36&nbsp;&nbsp;&nbsp; ما در هر امتى 
رسولى برانگیختیم که: خداى یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید!...
إِنَّما أَنتَ مُنِذرٌ وَ لکُلِّ قَومٍ هاٍد&nbsp;: ... سوره رعد 7 جز این نیست که تو بیم دهنده اى و هر 
قومى را هدایت گری&nbsp; است.
2- در قرآن کریم، تصریح شده که نام بسیاری از پیامبران در این کتاب شریف نیامده است:
. سورهغافر آیه&nbsp;78و سوره&nbsp;نساء آیه&nbsp;164 یکصدوبیست وچهار هزار پیامبر از سوی خداوند
 مبعوث شده اند که تنها حدود30نفر از آنها در قرآن نام برده شده است؛ اگر قرار بود فقط
 نام پیامبران در قرآن ذکر شود تصور کنید که حجم قرآن چقدر می شد! از همین جهت، ما 
اسامی بسیاری از پیامبران مناطق آسیای شرقی، اروپا و امریکا و آفریقا را در دست نداریم.
چکیده سخن اینکه، نمى توان وجود پیامبران را به منطقه خاورمیانه محدود دانست، بلکه
همانگونهکهبیانشد،هیچقومىبرروىزمینازهدایتپیامبرانمحرومنبودهاست.
چرا فقط خداوند می تواند زمان ختم نبوت را تعیین کند؟
عوامل ختم نبوت
از آنجا که خداوند پیامبران را می فرستد، و اوست که نیاز یا عدم نیاز به پیامبر را در هر زمان تشخیص
می دهد، تعیین زمان ختم نبوت نیز با خداست. زیرا اوست که دقیقاً می داند عوامل ختم نبوت فراهم
شده یا نه. مثلاً یکی از عوامل بی نیازی از آمدن پیامبر جدید، حفظ کتاب آسمانی از تحریف و وجود آن
در میان مردم است. اما تشخیص اینکه در چه زمانی مردم به مرحله ای می رسند که می توانند کتاب
آسمانی خود را حفظ کنند، در توانایی انسان نیست و فقط خداوند از چنین علمی برخوردار است. بنابر
این، با توجه به اعلام ختم نبوت در زمان حضرت محمد(ص) ، در می یابیم که عوامل بی نیازی از پیامبر
جدید فراهم بوده است.
عوامل ختم نبوت را نام ببرید؟
1ـ آمادگی جامعۀ بشری برای دریافت برنامۀ کامل زندگی
2ـ حفظ قرآن کریم از تحریف 
3ـ وجود امام معصوم پس از پیامبر اکرم(ص)
4ـ پویایی و روزآمد بودن دین اسلام
از عوامل ختم نبوت آمادگی جامعۀ بشری برای دریافت برنامۀ کامل زندگی را توضیح دهید.
( رشد سطح فکر مردم چه ارتباطی با ختم نبوت دارد؟)
1ـ آمادگی جامعۀ بشری برای دریافت برنامۀ کامل زندگی:
پایین بودن سطح درک انسان ها و عدم توانایی آنان در گرفتن برنامه کامل زندگی از عوامل تجدید
نبوت ها بود. در عصر نزول قرآن، با اینکه مردم حجاز سطح فرهنگی پایینی داشتند، اما آمادگی فکری
و فرهنگی جوامع مختلف به میزانی بود که می توانست کامل ترین برنامه زندگی را دریافت و حفظ کند
و به کمک آن، پاسخ نیازهای فردی و اجتماعی خود را به دست آورد. به همین جهت می بینیم که با
ورود اسلام به سرزمین های دیگری مانند ایران، عراق، مصر و شام نهضت علمی و فرهنگی بزرگی
آغاز شد دانشمندان و عالمان فراوانی ظهور کردند.
( اِنّا مَعاشِرَ الاَنِبیاِء اُمِرنا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ما پیامبران مأمور شده ایم&nbsp; اَن نُکِلّمَ النّا س عَلی قَدرِ عُقوِلهِم که با مردم
به اندازه عق لشان سخن بگوییم&nbsp; با این موضوع ارتباط مفهومی دارد.)
از عوامل ختم نبوت حفظ قرآن کریم از تحریف را توضیح دهید. نوع دیگر سوال:( چرا قرآن 
کریم نیاز به تصحیح ندارد؟)
2ـ حفظ قرآن کریم از تحریف :
با تلاش و کوشش مسلمانان و در پرتو عنایت الهی و با اهتمامی که پیامبر اکرم در جمع آوری و
حفظ قرآن داشت، این کتاب دچار تحریف نشد و هیچ کلمه ای بر آن افزوده یا از آن کم نگردید.به
همین جهت این کتاب نیازی به&laquo;تصحیح&raquo; ندارد و جاودانه باقی خواهد ماند.
از عوامل ختم نبوت وجود امام معصوم پس از پیامبر اکرم(ص) را توضیح دهید. نوع دیگر 
سوال:( امام را چه کسی تعیین کرد و ثمرات امام معصوم در جامعه چه بود؟) 
3ـ وجود امام معصوم پس از پیامبر اکرم(ص):
تعیین امام معصوم از طرف خداوند سبب شد که مسئولیت های پیامبر(ص)، به جز دریافت وحی
ادامه یابد و جامعه کمبودی از جهت رهبری و هدایت نداشته باشد.
از عوامل ختم نبوت پویایی و روزآمد بودن دین اسلام را توضیح دهید. نوع دیگر
 سوال:( کدام ویژگی اسلام سبب ماندگاری همیشه آن در بین مردم شد؟)
4ـ پویایی و روزآمد بودن دین اسلام:
دینی می تواند برای همیشه ماندگار باشد که بتواند به همه سؤال ها و نیازهای انسان ها در
همه مکان ها و زمان ها پاسخ دهد. دین اسلام ویژگی هایی دارد که می تواند پاسخ گوی نیازهای
بشر در دوره های مختلف باشد. یکی از این ویژگی ها وجود دو ودسته قوانین ثابت&nbsp; متغیر، متناسب
با نیازهای ثابت و متغیر بشر است.
نیاز های ثابت و متغیر را تعریف کنید و راه پاسخ به هر کدام چیست؟
توضیح اینکه، انسان در زندگی فردی و اجتماعی دو دسته نیاز دارد؛ نیازهای ثابت همانند امنیت،
عدالت، دادوستد با دیگران، تشکیل خانواده، تعلیم و تربیت و حکومت.این نیازها همواره برای بشر
وجود داشته است و از بین نمی روند. دین اسلام نیز برای تأمین هر کدام از این نیازها قوانین ثابت
و مشخصی دارد.
دسته دیگر، نیازهای متغیر هستند که از درون همین نیازهای ثابت پدید می آیند؛ مثلاً داد و ستد،
یک نیاز ثابت است.قرآن کریم برای این نیاز ثابت،
یک قاعده و اصل ثابت دارد وآن قاعده این است که:
&nbsp;
أَحَلَّ اللّهُ البَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا؛&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خداوند معامله را حلال کرده است، اما ربا را حرام.)
مفهوم آیه : حلال بودن معامله وحرام بودن ربا
(این آیه اشاره به یک قاعده و اصل ثابت در دادوستد دارد و خداوند معامله و دادوستد را 
حلال کرده است اما ربا حرام است.)
دین اسلام چه راهی را برای پاسخ به نیاز های متغیر انسان در نظر گرفته است؟
اما شیوه&nbsp; داد و ستد، ممکن است در هر زمان تغییر کند؛ مثلاً یک روز کالا را با کالا عوض می کردند،
روز دیگر به جای کالا سکه می گرفتند، بعدها پول اعتباری، یعنی اسکناس به بازار آمد و امروزه قرار
دادهای بانکی، معامله ها را تنظیم می کنند. در هریک از این موارد، ربا شکل خاصی پیدا می کند که
باید تشخیص داده شود. این شکل های خاص نیازهای متغیر ما هستند که فقیهان و مجتهدان براساس
آن اصل ثابت، و با تحقیق و مطالعه در کتاب و سنّت، شکل های خاص ربا و معامله در این زمان را معین
می کنند و به کسانی که مجتهد نیستند اعلام می کنند تا مطابق با آن عمل کنند.)
اختیارات حاکم و نظام اسلامی چگونه سبب پویایی دین اسلام شده است؟
در کنار قوانین ثابت و متغیّر، اسلام برای اختیارات ویژه ای در نظر گرفته است که این اختیارات بیشتر
در حاکم نظام اسلامی مواردی است که یک مورد مهم با یک مورد مهم تر در تضاد قرار می گیرد و شرایط
ویژه ای پیش می آورد که نیازمند قانون جدید است و حاکم اسلامی می تواند این قانون جدید را وضع کند.
به عنوان مثال، در دین اسلام هر کس نسبت به مالی که از راه حلال به دست آورده است، اختیار دارد و
می تواند آن را به اختیار خود، در هر جا و مکانی که می خواهد، در امور مشروع مصرف کند. اما اگر
حکومت اسلامی تشخیص دهد که برای استقلال سیاسی و اقتصادی کشور لازم است خرید و فروش
برخی کالاها محدود شود، می تواند با وضع احکام و مقرّراتی، تجارت آزاد را محدودکند و مقرّرات ویژه ای
برای صادرات و واردات اجناس وضع نماید.همچنین نظام اسلامی می تواند برای حمایت از تولید ملی و
اشتغال بیشتر جوانان و بیکار نشدن کارگران مانع ورود کالاهایی شود که امکان تولید آنها در کشور وجود
دارد و مردم می توانند آن را تولید کنند.
کامل ترین دین الهی چیست؟
(بر اساس ویژگی هایی که بیان شد، دین آخرین پیامبر الهی، کامل ترین و شایسته ترین برنامه برای
هدایت تمامی انسان ها در همه زمان هاست و دیگر نیازی به آمدن پیامبر جدید نیست.)
یکی خط است زاول تا به آخر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; براوخلق جهان گشته مسافر
در این ره، انبیاچون ساربان اند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دلیل و رهنمای کاروان اند
وز ایشان سید ما گشته سالار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هم او اول هم او آخر در این کار
بر اوختم امده پایان این ره &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; براو نازل شده &laquo;ادعوا الیالله&raquo;
شده اوپیش و دل ها جمله در پی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گرفته دست جان ها دامن وی
بیت اول : به واحد بودن دین الهی اشاره دارد و با آیاتی که این موضوع را بیان می کنند، هم مفهوم
می باشد.
1- سوره شورا 13 مفهوم آیه : دین الهی واحد و یکتا است.
2- آل عمران 19&nbsp; مفهوم آیه : واحد بودن دین الهی و علت وجود ادیان مختلف
3- حج 78 مفهوم آیه دین الهی واحد و یکتا است .
بیت سوم و چهارم : اشاره به مسئله ختم نبوت دارد.
آمدن پیامبران جدید نشانه چه چیزی بوده است؟ 
 نوع دیگر سوال:(وقتی خداوند پیامبر جدیدی برای هدایت مردم می فرستد، وظیفه پیروان
 پیامبر قبل چیست؟آیا ادامه پیروی از دستورات پیامبر قبلی، مورد قبول خداوند است؟)
وظیفه پیروان پیامبران گذشته
خداوند فقط یک دین و یک راه برای هدایت انسان ها فرستاده است که از آن به &laquo;اسلام &raquo; تعبیر
می شود. هر یک از پیامبران، این دین الهی را در خور فهم و اندیشه انسان های دوران خود بیان
کرده اند. آمدن پیامبر جدید(معلول) و آوردن کتاب جدید نشانگر این است که بخشی از تعلیمات
پیامبر قبلی، اکنون نمی تواند پاسخ گوی نیازهای مردم باشد(علت). هر پیامبری که می آمد به
آمدن پیامبر بعدی بشارت می داد و بر پیروی از او تأکید م یکرد. بنابراین، وجود دو یا چند دین در یک
زمان نشانگر این است که پیروان پیامبر قبلی به آخرین پیامبر ایمان نیاورد هاند و این کار به معنای
سرپیچی از فرمان خدا و عدم پیروی از پیامبران گذشته است.)
چرا اسلام تنها راه رسیدن به رستگاری در رنیا و آخرت&nbsp; است؟ قرآن در این باره چه می گوید؟
علاوه بر این(امروزه به جز قرآن کریم هیچ کتاب آسمانی دیگری وجود ندارد که بتوان گفت محتوای آن
به طور کامل از جانب خداست (علت)و انسان ها آن را کم و زیاد نکرده اند و با اطمینان خاطر بتوان از آن
پیروی کرد. بنابراین، تنها دینی که می تواند مردم را به رستگاری دنیا وآخرت برساند اسلام است(معلول))
وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الِسلامِ دینًا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و هر کس که دینى جز اسلام اختیار کند
فَلَن یُقبَلَ مِنهُ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از او پذیرفته نخواهد شد(علت)
وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرینَ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و در آخرت از زیان کاران خواهد بود.(معلول)
مفهوم آیه : اسلام برترین دین الهی است.
این آیه با آیه ی &laquo;إنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إمَّا شَاکِرًا وَ إمّا کَفُورًا&raquo;
(هدایت تشریعی)هم مفهوم است.
چرا می گوییم مسلمانان به همه پیامبران ایمان دارند؟
برخی تصور می کنند پیامبران مانند فروشندگان کالا هستند که هر کدام برای خود مغازه ای باز کرده و
کالای خود را تبلیغ می کنند و مردم می توانند بین آن کالاها یکی را انتخاب نمایند. در صورتی که پیامبران
مانند معلمان یک مدرسه اند که پایه های مختلف تحصیلی را به ترتیب تدریس می کنند و هر کدام مطالب
سال قبل را تکمیل می کنند. آنان مردم را به سوی خدا دعوت می کردند نه به سوی خود، و همه یک راه
و یک سخن داشته اند و همه یکدیگر را تأیید کرده اند. بنابراین، اگر کسی به آخرین پیامبر الهی ایمان بیاورد
در واقع به تمام پیامبران سابق نیز ایمان آورده است.)]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>درس سوم      معجزه جاویدان</title>
<link>https://rezateymoori.loxblog.com/درس-سوم-معجزه-جاویدان</link>
<guid>https://rezateymoori.loxblog.com/درس-سوم-معجزه-جاویدان</guid>

<description><![CDATA[

درس سوم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; معجزهجاویدان
&nbsp;
أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٥٥)
بدانید که&nbsp;]مالکیت[&nbsp;آنچه در آسمان ها و زمین است، از آنِ خداست؛ بدانید وعده
خدا حقّ است، ولى بیشتر آنان نمى دانند.&nbsp;55
&nbsp;
هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (٥٦)
او زنده می کند و می میراند و به سوى او بازگردانده مى شوید؛ 56
&nbsp;
یا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ (٥٧)
اى مردم، براى شما از جانب پروردگارتان پندى و درمانى براى آنچه&nbsp;]از صفاتنکوهیده و عقاید
نادرست[&nbsp;در سینه هاست و رهنمود و رحمتى براى مؤمنان آمدهاست.&nbsp;57
&nbsp;
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (٥٨)
بگو:&nbsp;به فضل و رحمت خداست که&nbsp;]مؤمنان[&nbsp;باید شاد شوند.&nbsp;این از هر آنچه]دارایی و
امکانات[&nbsp;که فراهم مى آورند، بهتر است.&nbsp;58
&nbsp;
قلْ أَرَأَيْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلالا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ
تَفْتَرُونَ (٥٩)
بگو:&nbsp;به من خبر دهید از رزقى که خدا براى شما فروفرستاده و شما بخشى از آن
را حرام و بخشى را حلال دانسته اید، بگو:&nbsp;آیا خدا به شما اجازه داده است که ایناحکام را
صادر کنید، یا بر خدا دروغ مى بندید؟ 59
&nbsp;
وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا
يَشْكُرُونَ (٦٠)
کسانى که بر خدا دروغ مى بندند،&nbsp;]به فرجام خود[&nbsp;در روز قیامت چه گمان مى برند؟ البته،
خداوند از فضل خود به مردم عطا مى کند، ولى بیشترشان ناسپاسى مى کنند.&nbsp;60
&nbsp;
وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ
فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلا
فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (٦١)&nbsp;در هیچ حال&nbsp;]و اندیشه اى[&nbsp;نیستى و هیچ بخشى از قرآن را تلاوت
نمى کنى و تو ودیگران هیچ کارى را انجام نمى دهید، مگر اینکه ما بر شما گواهیم؛ و هم
وزن ذرّه اى]غبار بسیار ریزى که در هوا پراکنده است[&nbsp;نه در زمین و نه در آسمان از پروردگارتو
پنهان نمى ماند، و چیزى کوچک تر از ذرّه و بزرگ تر از آن نیست، مگر اینکه درکتابى روشن 
ثبت است .61
&nbsp;
معجزه جاویدان
&nbsp;
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
&nbsp;
قرآنکریم،آخرینکتابالهیاستکهبرخاتمپیامبراننازلشدهوگواهودلیلنبوتایشاناست.
درایندرسبهبررسیاینموضوعمیپردازیمتابدانیم:
اوّلاًچرامعجزهجاویدپیامبرخاتمازنوعکتاباست؟
ثانیاًقرآنکریمازچهجهاتیمعجزهاست؟
&nbsp;
تصورکنیدکهشمادرچندهزارسالقبلزندگیمیکردیدویکروزمیشنیدیدکهشخصیبهنام
موسیخودراپیامبرخدامعرفیکردهاستوادعامیکندازجانبخدابرایهدایتانسانهادستوراتی
راآوردهاست.&nbsp;شماچگونهیقینمیکردیدکهاودرادعایشصادقاستوواقعاًازجانبخداآمدهاست؟
1-معجزهراتعریفکنید؟
1- هدف از معجزات پیامبران چه بوده است؟
هرگاهپیامبریازسویخداوندمبعوثمیشد،برایاینکهمردمدریابندکهویباخداوندارتباطداردواز
طرفاومأموربهپیامبریشدهاست،کارهایخارقالعادهایانجاممیدادکههیچکسبدونیعنی
نشانهو&raquo;&nbsp;آیت&laquo;&nbsp;تأییدواذنخداوندقادربهانجامآنهانبود.
قرآنکریماینکارهایخارقالعادهراعلامتنبوتمیخواندواندیشمنداناسلامیآنرامعجزه
مینامندزیراعجزوناتوانیسایرافراددراینامورآشکارمیشود.
البتهمعجزاتپیامبرانگذشته،فقطبرایمردمآنزمانقابلمشاهدهبودوامروزاثریازآنهاباقی
نماندهاست.)
&nbsp;
پاورقی (فرقمعجزهباکارهایخارقالعادهمرتاضانوساحرانوتردستانهمهمیناستکهکارهای
آنانباتعلیموتمرینقابلیادگیریاست،
اماکارپیامبرانبهگونهایاستکهآنانبدونآموزشقبلیمعجزهمیکنندوهیچگاهمغلوبکاردیگران
واقعنمیشوند،مثلاًوقتیعصایحضرتموسیبهاژدهاتبدیلمیشد،برکارهایساحرانغلبه
میکرد.&nbsp;همچنینهیچکسنمیتوانستمانندآنراانجامدهد.)
بیشتر بدانیم
تناسبمعجزۀهرپیامبربازمانخودپیامبریحضرتموسیدردورانیبودکهسحروجادورواجداشت؛
مثلاًساحران طنابهاییرارویزمینمیانداختندوباروشهایخاصیآنهارابهحرکتدرمیآوردندو
مردمتصوّرمیکردندکهبهمارتبدیلشدهاند.مردمساحرانراانسانهاییفوقالعادهمیدانستندوبه
آنهااحتراممیگذاشتند.
بنابراین،حضرتموسیبایدعملیانجاممیدادکهفراترازکارساحرانوجادوگران
باشد،تامردمبدانندکهساحراندربرابرقدرتخداوند،ناتوانوضعیفاند.بههمیندلیلبودکه
ساحرانبادیدنعصایحضرتموسیوتبدیلشدنآنبهاژدهاییعظیم،نهتنهابهمعجزه
بودنآناعترافکردند،بلکهبهخداییگانهنیزایمانآوردندونبوّتحضرتموسیراتصدیق
کردند.گروهیازآنانبههمیندلیلبهدستورفرعونبهقتلرسیدند.
حضرتعیسینیزدرزمانیمبعوثشدکهبرخیشاخههایعلم،مانندپزشکیپیشرفت
زیادیکردهبودوپزشکان،جایگاهیویژهدرجامعهداشتند.&nbsp;معجزهٔحضرتعیسینیزبیشتر
درهمینراستاقرارگرفت؛مانندشفادادنبهبیماریهایغیرقابلدرمانوزندهکردنمردگان.
قرآنکریماززبانحضرتعیسی&nbsp;(ع)میفرماید:
أَنّیقَدجِئتُکُمبِآیَةٍمِنرَبِّکُم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;منبانشانهایازپروردگارتاننزدشماآمدهام
أَنّیأَخلُقُلَکُممِنَالطّینِکَهَیئَةِالطَّیرِ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;برایتانازگِلچیزىچونپرندهمىسازم
فَأَنفُخُفیهِفَیَکُونُطَیرًابِإِذنِاللّهِ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ودرآنمىدمم،بهاذنخداپرندهاىشود
وَأُبرِئُالأکمَهَوَالأَبرَص&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وکورمادرزادوبرصگرفتهراشفامىدهم
وَأُحیِالمَوتىبِإِذنِاللّهِ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;وبهفرمانخدامردگانرازندهمى کنم.
&nbsp;
بهنظرشمامعجزهآخرینپیامبرالهیکهدینشبرایتمامیزمانها&nbsp;(همهمردمرویزمینتاروز
قیامت)خواهدبود،چگونهبایدباشد؟
2- معجزة پیامبر اسلام باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
معجزهآخرینپیامبرالهیکهمیخواهدازجانبخداوندبرایهمهزمانها،پیامبرباشد،بایدبه
گونهایباشدکه:
(1-مردمزمانخودشبهمعجزهبودنآناعترافکنندوآنرافوقتوانبشریبدانند.
2-آیندگانهممعجزهبودنآنراتأییدکنند.)
چرا خداوند یک کتاب را معجزة پیامبر قرار داده است؟
&nbsp;ازاینرو،(خداوندمعجزهاصلیپیامبراکرم&nbsp;(ص)راقرآنکریمقرارداد؛معجزهایازجنس&raquo;&nbsp;کتاب &raquo;
،کتابیکههیچکستوانآوردنمانندآنراندارد.
خداوندبهکسانیکهدرالهیبودنقرآنکریمشکدارند،پیشنهادکردهاستتاکتابیهمانندآنرابیاورند
&nbsp;&nbsp;وبرایاینکهعجزوناتوانیآنهارانشاندهد،اینپیشنهادرابهدهسورهکاهشدادهاست&nbsp;
وبرایاثباتنهایتعجزوناتوانیآنان،پیشنهادآوردنحتییکسورهمانندسورههایقرآنراهمبه
آنهادادهاست:)
&nbsp;
اَمیَقولونَافتَراهُ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;میگویند&nbsp;]پیامبرقرآنرا[&nbsp;بهخداوندافترابستهاست
قُلفَأتوابِسورَةٍمِثلِه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بگو:&nbsp;اگرمیتوانیدیکسورههمانندآنرابیاورید.
مفهوم آیه: مبارزه طلبی قرآن از مخالفان الهی بودن آن
اماتأکیدمیکندکههیچگاهنمیتوانندهمانندقرآنرابیاورند:
قُللَئِنِاجتَمَعَتِاِلِنسُوَالجِنُّ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بگو:&nbsp;اگرتمامیانسوجنجمعشوند
عَلیاَنیَأتوابِمِثلِهذَاالقُرآنِ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تاهمانندقرآنرابیاورند،
لایَأتونَبِمِثلِه&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; نمیتوانندهمانندآنرابیاورند،
وَلَوکانَبَعضُهُملِبَعضٍظَهیرا.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هرچندپشتیبانهمباشند.
مفهوم آیه: پیش بینی خداوند دربارة ناتوانی منکران الهی بودن قرآن در آوردن سوره ای
مانند یکی از سوره های آن
&nbsp;
آسان ترین راه برای غیر الهی نشان دادن قرآن چیست؟
(از آن روز که قرآن کریم دعوت به مبارزه را اعلام کرده است، بیش از چهارده قرن می گذرد
و این دعوت همچنان ادامه دارد. مخالفان سرسخت اسلام از همان ابتدای نزول قرآن کریم
تاکنون، در این باره تلاش بسیاری کرده اند تا عظمت قرآن را زیر سؤال ببرند،&nbsp;اما نتوانسته اند
سوره ای حتی به اندازه سوره &laquo;کوثر&raquo; بیاورند که اندیشمندان و متخصصان زمان، برابری آن
را با سوره ای از قرآن بپذیرند؛ در حالی که&nbsp;آسان ترین راه برای غیرالهی نشان دادن اسلام
و قرآن کریم، آوردن سوره ای مشابه یکی از سوره های این کتاب الهی است
آری، از گذشته دور تا امروز، مخالفان قرآن کریم متن هایی ارائه کرده اند که برای افراد غیر
متخصّص ممکن است بی عیب جلوه کند، اما تاکنون هیچ یک از این متن ها در&nbsp;مراکز علمی
و تخصّصی، مورد قبول واقع نشده است&nbsp;و جملگی به فراموشی سپرده شده است.)
&nbsp;
فعالیتکلاسی
بهنظرشماچراخداوندمعجزهآخرینپیامبرخودراکتابقراردادهاست؟
(از آن جا كه پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم آخرين پيامبر و تعليمات ايشان براي همه
زمان هاي بعد از اوست ، سند نبوت و حقانيت او نيز به گونه اي است كه در همه زمان ها
حضور دارد و هم اكنون نيز مخالفان را به آوردن سوره اي مانند سوره هاي خود دعوت مي كند .
اگر معجزه پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم از نوع كتاب و علم و فرهنگ نبود ، نمي
توانست شاهدي حاضر و دائمي بر نبوت ايشان باشد .)
&nbsp;
&nbsp;
پاسخ به سوال شما
برخیمیپرسندکهآیاپیامبرخاتم(ص)بهغیرازمعجزۀجاویدخود،کهمتعلقبههمۀ
عصرهاودورانهاست،معجزاتدیگرینیزبرایمردمزمانخودداشتند؟
پاسخاینکه:&nbsp;بله،پیامبردرکنارمعجزهاصلیخود&nbsp;)قرآن(&nbsp;معجزاتدیگرینیزداشت.
معجزاتیمانندحرکتکردنودونیمشدندرختبهدستورایشان،شقالقمر،ستونحنّانهو... .
حضرتعلی&nbsp;(ع) دریکیازسخنانخودمیفرمایند:
منباپیامبراکرم(ص)بودمکهگروهیازبزرگانقریشآمدندوگفتند:
ایمحمد،توادّعایبزرگیکردهایکهنهپدرانتچنانکردهبودندونهیکیازخاندانت.
ماازتوچیزیمیخواهیمکهاگربپذیریوانجامدهی،پیمیبریمکهتوفرستادهخداهستیواگر
انجامندهی،برمامشخصمیشودکهجادوگرودروغگویی.
پیامبر(ص)پرسید:&nbsp;چهمیخواهید؟گفتند:&nbsp;بهآندرختبگوازریشهدرآیدوبیایدپیش
رویتوبایستد.&nbsp;پیامبر(ص)گفت:&nbsp;خدابرهرکاریتواناست.&nbsp;آیااگرخدابرایشماچنینکند،ایمان
میآورید؟
گفتند:&nbsp;آری.
گفت:&nbsp;اکنونآنچهخواستهایدبهشمانشانخواهمداد،ولیمیدانمکهبهراهخیربازنمی گردید.
سپسگفت:&nbsp;ایدرخت،اگربهخداوروزجزاایمانداریومیدانیکهمنپیامبرخداهستم،
بهاذنخداازریشهدرآیوبیادربرابرمنبایست.&nbsp;درختازجایدرآمدونزدپیامبرآمدو
شاخههایبالاییخودرابررسولاللّهسایبانکردویکیازشاخههایشرانیزبرشانهمننهادکهدر
طرفراستآنحضرتبودم.
آنگروهبهآننگریستندوازرویتکبروگردنکشیگفتند:
حالدستوربدهنیمیازآن،نزدتوبیایدونیمدیگرجایخودشبماند.&nbsp;پیامبرفرمانداد.&nbsp;نیمیازدرخت
نزداوآمد.&nbsp;آنهاازرویکبروسرکشیگفتند:&nbsp;حالدستوربدهتابهنیمدیگرخودملحقشود.
پسپیامبرامرفرمودودرختبازگشت.
منگفتم:&nbsp;لاالهالااللّه.&nbsp;ایرسولخدا،مننخستینکسیهستمکهبهتوایمانآوردهامو
نخستینکسیهستمکهگواهیمیدهمدرختبافرمانخداوبرایتصدیقنبوتوبزرگداشت
دعوترسالت،آنچهراخواستی،انجامداد.
بزرگانقریشگفتند:&nbsp;اینمردجادوگریدروغگوستودرجادوگریمهارتخیلیزیادی
دارد.&nbsp;سپسگفتند:&nbsp;آیاجزاین&nbsp;)مقصودشانمنبودم(&nbsp;کسیتورادرکارتتصدیقمیکند؟
&nbsp;
جنبههایاعجازقرآنکریم
&nbsp;
جنبه های اعجاز قرآن کریم را نام ببرید؟
هرکتابیازدوجنبهقابلبررسیاست:
(اولازجنبهلفظیودومازجنبهمحتوایی؛)قرآنکریمدرهردوجنبهمعجزهاست:
اعجاز لفظی قرآن کریم را توضیح دهید.
&nbsp;
1ـ&nbsp; اعجازلفظی:
(خداوندبرایبیانمعارفژرفوعمیققرآن،زیباترینومناسبترینکلماتوعبارتهاراانتخابکرده
استتابهبهترینوجه،معنایموردنظررابرساندودلهایآمادهرابهسویحقجذبکند.
هرکسبازبانعربیآشناباشد،بهمحضخواندنقرآن،درمییابدکهآیاتآنباسایرسخنهاکاملاً
فرقمیکندوبهشیوهایخاصبیانشدهاست.
ویژگی های لفظی سبب شد&nbsp;(علت)
اینحقیقت،ازهمانآغازنزولموردتوجههمگانوحتیمخالفانقرارگرفتهبود.
ساختارزیباوآهنگموزونودلنشینکلمههاوجملهها،شیرینیبیانورساییتعبیراتباوجود
اختصارسببشدهبودکهسرانمشرکان،مردمراازشنیدنقرآنمنعکنند&nbsp;(معلول)
واگرکسیبرایشنیدنقرآننزد&nbsp;&nbsp;پیامبرمیرفت،یاازپشتدیوارخانه پیامبر،بهقرآنخواندن
ایشانگوشفرامیداد،اورامجازاتمیکردند.
همینزیباییلفظی،سببنفوذخارقالعادهاینکتابآسمانیدرافکاروقلوبدرطولتاریخ
شدهاست&nbsp;(معلول)وبسیاریازمردمبهخصوصادیبانودانشمندانتحتتأثیرآنمسلمانشدهاند.
(معلول))
&nbsp;
بیشتربدانیم
کافریکهمجذوبقرآنشد!
ولیدبنمغیرهازبزرگانمکهبود.&nbsp;روزیبهتقاضایجمعیازمشرکاننزدپیامبرآمدتا
ازنزدیکشخصیتاوومعجزهاشرابررسیکند.&nbsp;پیغمبرقسمتیازسوره&laquo;&nbsp;سجده&raquo;را
تلاوتکرد.&nbsp;اینآیاتچنانتأثیروهیجانیدرولیدایجادکردکهبیاختیارازجاحرکتنمود،نزد
مشرکانبازگشتوگفت:
سوگندمیخورمکهازمحمدسخنیشنیدمکهنهبهگفتارانسانهاشباهتداردونهبهگفتارپریان؛
گفتاراوشیرینیوزیباییمخصوصیدارد،وبرهرگفتاریپیروزخواهدشد.
ازآنروززمزمهدرمیانقریشافتادکهحتیولیدنیزمجذوبگفتارپیامبرشدهاست.
دانشتکمیلی
اگرمایلیدبانمونههایبیشتریازکسانیکهباشنیدنتلاوتقرآنتحتتأثیرزیباییلفظیوآهنگ
موزونآنقرارگرفتهومسلمانشدهاند،آشناشویدبهسایتگروهقرآنومعارفبخش&laquo;دانش
تکمیلی&laquo;&nbsp;مراجعهکنید.
اعجاز محتوایی را توضیح دهید.
2 ـ&nbsp;&nbsp;اعجازمحتوایی:
گذشتهازاعجازلفظی،قرآنکریمازنظرمحتواومطالبآنویژگیهاییداردکهنشانمیدهداز
قلمهیچاندیشمندیتراوشنکردهاست،چهرسدبهشخصیکهقبلازآن،چیزیننوشتهوآموزشی
ندیدهاست.
اینجنبهازاعجازبرایکسانیکهزبانقرآنرانمیدانندوفقطازترجمههااستفادهمیکنندنیزقابل
فهموادراکاست.
جنبه های اعجاز محتوایی قرآن را نام ببرید.
الف ) انسجامدرونیدرعیننزولتدریجی&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ب(&nbsp;تأثیرناپذیریازعقایددورانجاهلیت
ج(&nbsp;جامعیتوهمهجانبهبودن&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; د(&nbsp;ذکرنکاتعلمیبیسابقه
برخیازاینجنبههایاعجازیعبارتانداز:
انسجام درونی قرآن در عین نزول تدریجی را توضیح دهید.
الف(&nbsp;انسجامدرونیدرعیننزولتدریجی:میدانیمکهآثارونوشتههایاوّلیهدانشمندانو
متفکرانباآثاردورانپختگیآنهامتفاوتاست.ازاینرو،دانشمندانمعمولاًدرنوشتههایگذشته
خودتجدیدنظرمیکنندواگربتوانند،کتابهایگذشتهخودرااصلاحمینمایند.
بااینکهبیشازششهزارآیهقرآنکریمدرطول23سالبهتدریجنازلشدهودربارهموضوعاتمتنوّع
سخنگفتهاست،نهتنهامیانآیاتآن،تعارضوناسازگارینیست،بلکهآیاتشدقیقترازاعضاییک
بدنبایکدیگرهماهنگیدارندوهمدیگرراتأییدمیکنند.
تدبر در قرآن
خداوند در قرآن می فرماید:
&laquo;اَفَلا&nbsp;یَتَدَبَّرونَ القُرآنَ وَ لَو کانَ مِن عِندِ غَیِراللِّه لَوَجَدوا فیِه اخِتلافاً کَثیرًا&raquo;
آیا دربارة قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود اختلافات فراوانی در آن می یافتند&nbsp;)
سوره نساء82)
مفهوم آیه: انسجام درونی در عین نزول تدریجی قرآن از ویژگی های اعجاز محتوایی آن
&nbsp;
با توجه به این آیه بیان کنید&nbsp;&nbsp;چرا خداوند بر این نکته تأکید دارد که&nbsp;اگر قرآن از جانب غیر
خدابود،(علت)قطعاً&nbsp;ناسازگاری و اختلافات زیادی در آن یافت می شد؟(معلول)
زیرا خداوند می خواهد به منکران الهی بودن قرآن بگوید که با توجه به عدم ناسازگاری و تعارض در
قرآن ، این کتاب نمی تواند بر آمده از ذهن پیامبر باشد و حتما از طرف خداوند می باشد.
چرا خداوند در آیه ی 82 سوره ی نسا ء می فرماید: &laquo; اگر قرآن از غیر خدا بود ، اختلاف و
ناسازگاری بسیاری در آن مشاهده می شد &raquo;؟
زیرا قرآن کریم به تدریج برای مردم خوانده شده و در ظرف زمانی 23 سال تشکیل شده
است . محتوای آیات به گونه ای نیست که مثلا پیامبر اکرم آن را قبلا نوشته باشد اما به
تدریج به مردم بخواند، بلکه بیشتر آیات در ضمن حوادثی که پیش می آمد و در ارتباط با
آن&nbsp; ها نازل می شد . یعنی آیات دارای شان نزول هستند. حال اگر قرآن کریم از جانب خداوند
نمی آمد و به تدریج توسط شخص&nbsp; پیامبر (ص) یا هر فرد دیگری در طول 23 سال تنظیم
می شد اختلافات زیادی در آن پدید می آمد . چون پیامبر اکرم(ص) روز به روز پخته تر و کار
آمدتر می شد و علم ایشان افزایش می یافت در مقابل رخداد ها موضع گیری ها ی بهتری
می داشت و نظرات بهتری ارائه می نمود.
&nbsp;
تأثیرناپذیری قرآن از عقاید دوران جاهلیت را توضیح دهید.
ب(&nbsp;تأثیرناپذیریازعقایددورانجاهلیت&nbsp;:درهردورهایاززمان،مجموعهایازافکار،
عقایدوآدابورسومکهازآنبهفرهنگتعبیرمیشود،مردمراکموبیشتحتتأثیرقرارمیدهد.
فرهنگمردمحجازآمیزهایازعقایدنادرستوآدابورسومخرافیوشرکآلودبود.
باوجوداین،قرآنکریمنهتنهاازاینفرهنگتأثیرنپذیرفت،بلکهبهشدّتباآدابجاهلیورسومخرافی
آنمبارزهکردوبهاصلاحجامعهپرداختوازموضوعهاییهمچونعدالتخواهی،علمدوستی،
معنویتوحقوقبرابرانسانهاسخنگفتهاست.
&nbsp;
جامعیت و همه جانبه بودن قرآن را توضیح دهید.(توضیح دهید آیا قرآن که حدود 15 قرن
پیش نازل شده چگونه می تواند پاسخگوی نیازهای بشر امروز باشد؟)
ج(جامعیتوهمهجانبهبودن:باوجوداینکهقرآنکریمحدودپانزدهقرنپیشنازلشده،درموردهمه
مسائلمهموحیاتیکهانساندرهدایتبهسویکمالبداننیازدارد،سخنگفتهوچیزیرافروگذار
نکردهاست.&nbsp;اینکتابفقطازامورمعنوی،یاآخرتورابطهانسانباخداسخننمیگوید؛
بلکهاززندگیمادّیودنیویانسان،مسئولیتهایاجتماعیورابطهویباانسانهایدیگرسخن
میگویدوبرنامهایجامعوهمهجانبهرادراختیارشقرارمیدهد.
امام باقر (ع) دربارة جامعیت و همه جانبه بودن قرآن کریم چه&nbsp; می فرماید:؟
خداوند آنچه را که امت تا روز قیامت به آن احتیاج دارد، در کتابش (قرآن)آورده است.
منظور امام باقر (ع) از احتیاج و نیاز در این حدیث چیست؟
البتهروشناستکهمنظورازآنچهموردنیازاست،نیازهایمربوطبهبرنامهزندگیوهدایت
انسانهاست؛یعنیهماننیازهاییکهپیامبرانبهخاطرآنهافرستادهشدهاند.
&nbsp;
ذکر نکات علمی بی سابقه توسط قرآن را توضیح دهید.
&nbsp;
د)ذکرنکاتعلمیبیسابقه:درجامعهایکهعلمودانشجایگاهینداشتوخبریازرشتههایی
مانندفیزیک،زیستشناسی،گیاهشناسیوستارهشناسینبود،قرآنکریمبهبرخینکاتعلمی
اشارهمیکندکهدرتمامدنیایآنروزبیسابقهبودوبعدهابهمروززمانتوسطدانشمندانکشفگردید.
اشارهبهاینقبیلنکاتعلمی،گویایآناستکهقرآنکریمبسیارفراترازعلمآنروزجامعهسخنگفته
وذکراینقبیلنکاتعلمیفقطازکسیساختهاستکهآگاهبههمهعلومباشد؛یعنیخداوندمتعال.
بهچندنمونهازنکاتعلمیقرآنکریمتوجهکنید:
قرآن کریم نیروی جاذبة زمین را چگونه توصیف کرده است؟
1 ـ نیرویجاذبه
تاقبلازقرنهجدهممیلادیدانشمندانفکرمیکردندکهستارگانبهسقفآسمانهاچسبیدهاند
وبههمینعلتنمیافتند.
اماقرنهاقبلازآن،قرآنکریمازوجودجاذبهٔمیانستارگانخبردادوآنراعاملدرهمنرفتنستارگان
دریکدیگرمعرفیکردوفرمود:
&laquo;&nbsp;خداوند،آسمانهاراباستونهاییکهبرایشمادیدنینیستند،برپاداشتهاست.&raquo;
نظریة انبساط جهان چیست و در قرآن چگونه بیان شده است؟
2 ـ&nbsp;&nbsp;انبساطجهان
نظریهانبساطجهان،یکیازمهمترینکشفیاتنجومیانساندرقرنبیستماست.
برطبقایننظریه،کهکشانهاباسرعتفوقالعادهایدرحالحرکتوفاصلهگرفتنازیکدیگرندکه
درنتیجهآن،جهانهستیمدامدرحالگسترشوانبساط&nbsp;است.
مطلبیکهخداونددرقرآنکریمبهآناشارهکردهاست:
&laquo;وَالسَّماءَبَنَیناهابِاَیدٍوَاِنّالَموسِعونَ&raquo;
وآسمانراباقدرتخودبرافراشتیموهموارهآنراوسعتمیبخشیم.
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;البته،قرآنکتابهدایتاست،نهکتابیدربارهعلوم.
بههمینجهتاگرگاهیبهیکنکتهعلمیمیپردازد،براینشاندادنعظمتخلقتوواداشتن
انسانهابهتفکردرجهاناست.&nbsp;ازاینروستکهایننکاتعلمیرابه&nbsp;صورتکوتاهودرحداشاره
مطرحمیکند.
تدبّر در قرآن
وَ ما کُنتَ تَتلو مِن قَبِله مِن کِتابٍ وَ لا تَخُطُّه بیَمیِنكَ اذًا لَارتابَ المُبطِلونَ
و پیش از آن هیچ نوشته ای را نمی خواندی و با دست خود، آن را نمی نوشتی که در آن
صورت،&nbsp;کجروان به شک می افتادند.
مفهوم آیه: امی ( درس نخوانده ) بودن پیامبر از دلایل الهی بودن قرآن
با توجه به آیه زیر، چرا خداوند معجزه جاوید خود را توسط پیامبری به دست مردم رساند که
نزد هیچ&nbsp;کس درس نخوانده بود؟ اگر این کتاب توسط یکی از درس خواندگان و دانشمندان
جامعه&nbsp;آورده می شد، ممکن بود چه شک و شبهه ای ایجاد شود؟
اگر قرآن بر شخصی درس خوانده و یک نویسنده و ادیب نازل می شد، مخالفان به این که قرآن از ذهن
او باشد، شک می کردند، اما چون پیامبر درس نخوانده (امی) بود، می توان فهمید که قرآن از طرف
خداوندنازل شده است.
اندیشه و تحقیق
به نظر شما چرا اندیشه دانشمندان به مرور زمان تغییر می کند؟ این ویژگی چگونه الهی
بودن&nbsp;قرآن را اثبات می کند؟
دانشمندان در طی مرور زمان با مطالعات و تحقیقات بیشتر، به دانش بیشتری می رسند
و همین موضوع سبب می شود که اندیشه های آنان نسبت به گذشته کامل تر شده و
کتاب هایی که در دوران پیری می نویسند، نسبت به دوران جوانی پخته تر باشد.
در حالی که قرآن کریم با این که طی 23 سال بر پیامبر (ص) نازل شده اما همه آیات آن
با هم انسجام کامل دارند و هیچ تعارض و ناسازگاری در قرآن مشاهده نمی شود. به همین
دلیل می توان گفت ممکن نیست قرآن را بشر نوشته باشد.
2-با توجه به دو متن زیر، به سؤالات پاسخ دهید:
الف(&nbsp;شاید نتوان کتابی را در جهان یافت که در آن به اندازه قرآن کریم به تعقل، تفکر و علم
دوستی تأکید شده&nbsp;باشد.&nbsp;در این کتاب، بیش از770بار از علم،185بار از گوش دادن و توجه
کردن،49بار از عقل،18بار از فکر&nbsp;کردن،132بار از تبیین و دلیل و نیز د هها کلمه دیگر مانند
قلم و کتاب که به تفکر و علم مربوط می شوند، نام برده&nbsp;شده است.&nbsp;&nbsp;همچنین آیات متعددی
در نکوهش جهل، غفلت و تعقل نکردن وجود دارد.
متن الف به کدام یک از انواع اعجازهای لفظی و محتوایی اشاره می کند؟
اعجاز محتوایی، جنبه تاثیر ناپذیری از عقاید دوران جاهلیت
ب(&nbsp;در جامعه آن روز عربستان و حتی دیگر نقاط جهان، کرامت زنان نادیده گرفته می شد.
به گونه ای که اگرخانواده ای فرزند دختر به دنیا می آورد، احساس شرم می کرد&nbsp;.&nbsp;در چنین
فضایی، قرآن کریم با بیان کرامت زن و&nbsp;تساوی وی با مرد در انسانیت اعلام کرد:&nbsp;&nbsp;هر کس،
از مرد و زن، عمل صالح انجام دهد و اهل ایمان باشد، خداوند&nbsp;به او حیات پاک و پاکیزه می
بخشد؛ و عمل هیچ مرد و زنی را ضایع نمی کند.&nbsp;علاوه بر این، قرآن کریم برای زن&nbsp;حقوق
خانوادگی و اجتماعی قائل شد، در مالکیت به او استقلال بخشید و بهره کارش را از آن
خودش دانست؛&nbsp;هزینه خانواده را از دوش او برداشت و بر دوش مرد قرار داد و به خصوص
بر کرامت، عزّت و عفافش تأکید کرد&nbsp;تا در جامعه مورد سوءاستفاده مرد قرار نگیرد.
متن ب به کدام یک از انواع اعجاز محتوایی اشاره می کند؟
تاثیر ناپذیری از عقاید دوران جاهلیت]]></description>

<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 00:17:58 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

